ذكر تمصير كوفه
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى و او از عبد الحميد بن جعفر و ديگران روايت كرد كه عمر بن خطاب به سعد بن ابى وقاص نامهيى نوشت و به او دستور داد كه محلى را براى هجرت مسلمانان و پيروان ايشان برگزيند ، كه بين آن محل و خود وى دريا فاصله نباشد . وى به انبار آمد و خواست تا منزلگاه را در آنجا قرار دهد .
لكن مگس فراوان در آن موضع مردمان را آزار مىداد . پس به محلى ديگر رفت و آن را نيز نيكو نيافت . آنگاه به كوفه رفت و آن را حدود بندى كرد و منازلى را به اقطاع به مردمان داد و قبيلهها در منازل خويش فرود آمدند و مسجد شهر را نيز بساخت . اين كار به سال هفده انجام گرفت .
على بن مغيرهء اثرم از ابو عبيده معمر بن مثنى و او از شيوخ خويش و نيز از هشام بن كلبى و او از پدر خويش و مشايخ كوفى روايت كرد كه چون سعد بن ابى وقاص از كار قادسيه بپرداخت ، عزم مدائن كرد و با اهل روميه ، و بهرسير صلح منعقد ساخت ، و سپس مدائن را بگشود و اسبانبر و كرد بنداذ را به عنوه بگرفت و سپاهيان را در آنجا منزل داد و ايشان آن را به تصرف در آوردند .
آنگاه عمر به سعد نوشت كه سپاه را به جاى ديگر برد و او آنان را به سوق حكمه و به قولى به كويفه نرسيده به كوفه برد . اثرم گويد :
به قولى تكوف به معنى اجتماع است ، و نيز گويند كه موضع دايرهيى شكل از شن را كوفانى نامند و جمعى ديگر زمينى را كه در آن ريگ و گل و شن باشد كوفه خوانند . گويند كه پشه مسلمانان را آزار مىداد و سعد به عمر نوشت كه مردم به پشهزدگى دچار آمده و آزار مىكشند . عمر به وى نوشت : اعراب به منزلهء اشتران باشند و