مردانى را گرد آورد و آن را بكندند تا به كوه رسيدند و شكافتن آن ممكن نبود ، پس آن را ترك گفتند . زمانى كه حجاج به ولايت رسيد كارگران را از هر ناحيه گرد آورد و به مباشران خود گفت : بنگريد تا كه هر يك از حفاران روزانه چه اندازه مىخورد . اگر وزن آن مساوى وزن چيزى است كه بر مىكند ، مانع حفر نشويد و بر آن هزينه كنيد تا كار تمام شود . پس آن كوه را به حجاج ، و نهر را به سعد بن عمرو بن حرام نسبت دادهاند .
گويد : خيزران ام الخلفاء « 1 » بفرمود تا نهر معروف به « محدود » را حفر كنند و آن را ريان نام نهاد . وكيل او نهر را به چند قسمت كرد و حدود هر بخشى را معين كرد و هر قومى را به حفر يك بخش بگمارد و از اين رو ، آن نهر را محدود ناميدند . اما نهر معروف به شيلى . اولاد شيلى بن فرخزادان مروزى مدعى هستند كه شاپور جدشان را بر نغيا از نواحى انبار گمارد ، و آن نهر را براى او حفر كرد . ديگران گويند كه آن ، منسوب به مردى است به نام شيلى كه در ايام منصور عهدهدار حفر آن شد و در كنار آن پاليزى داشت .
اين نهر قديم بود و مدفون گشته بود و منصور فرمود تا آن را حفر كنند . اين كار تا زمان مرگ منصور ناتمام ماند و در خلافت مهدى به پايان رسيد . گويند كه منصور دستور داد دهانهيى بالاى دهانهء قديمى آن احداث كنند . اين كار نيز به پايان نرسيد و مهدى آن را انجام داد .
هامش
( 1 ) . خيزران همسر مهدى خليفهء عباسى كه مادر دو تن از خلفاى اين سلسله يعنى موسى الهادى و هارون الرشيد بود .