وى بيشهها و مردابها و اراضى متعلق به كسرى و هر دير يزيدى و زمينهاى كشتگان جنگ و اراضى گريختگان را جزء همين خالصهها قرار داد . گويد : اين وضع برقرار بود تا آنكه در ايام حجاج بن يوسف ديوان آتش گرفت و هر جماعتى خالصههاى نزديك به خود را تصرف كردند .
ابو عبد الرحمن جعفى از ابن مبارك و او از عبد الله بن وليد و او از عبد الملك بن ابى حره و او از پدرش نقل كرد كه عمر بن خطاب در ناحيه سواد زمينهاى كشتگان جنگ و اراضى گريختگان و اراضى متعلق به كسرى و زمينهايى كه از آن اهل بيت وى بود ، و مردابها و ديرهاى يزيدى و نيز هر ملكى را كه كسرى خالصهء خود كرده بود جزء خالصههاى خويش قرار داد و بهاى اين خالصهها به هفت هزار هزار درهم رسيد . هنگامى كه واقعهء جماجم رخ داد ، مردم ديوان را آتش زدند و هر جماعتى خالصههايى را كه اطرافش بود تصرف كرد . « 1 » حسين و عمرو ناقد از محمد بن فضيل و او از اعمش و او از ابراهيم بن مهاجر و او از موسى بن طلحه روايت كرد كه عثمان زمينى را در نهرين اقطاعا به عبد الله بن مسعود داد و اسبينا را اقطاع عمار بن ياسر و صعنبا را اقطاع خباب بن ارت و قريهء هرمز را اقطاع سعد قرار داد . عبد الله بن صالح عجلى از اسماعيل بن مجالد و او از پدرش و او از شعبى روايت كرد كه عثمان بن عفان نشاستج را به اقطاع به طلحة بن عبد الله داد و به اسامة بن زيد نيز زمينى را به اقطاع داد كه آن را فروخت .
هامش
( 1 ) . جنگ ميان عبد الرحمن ابن اشعث و حجاج بن يوسف . اين جنگ در دير الجماجم رخ داد كه موضعى است نزديك كوفه ( وجه تسميه دير الجماجم در جاى ديگر آمده است ) .