تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
از آن جمله نهر الملك و كوثى و بهرسير و رومقان و نهر جوبر و نهر درقيط و بهقباذات را نام برد . مرا فرمود تا بر هر جريب زراعت پر محصول گندم يك درهم و نيم و يك صاع گندم ، و بر هر جريب كشت متوسط يك درهم ، و بر هر جريب گندم كم حاصل دو ثلث درهم و بر جو نصف آن وضع كنم . و بفرمود تا بر بستانهايى كه در آنها نخل و اشجار هر دو باشد هر جريب ده درهم ، و بر هر جريب مو كه سه سال بر آن گذشته و به سال چهارم رسيده و بهره دهد ده درهم مقرر دارم ، و از هر نخل جدا افتاده از قريه‌ها كه عابران ميوهء آن را مىخورند چيزى نستانم ، و نيز بر سبزيها و خيار و حبوب و كنجد و پنبه چيزى وضع نكنم . و مرا بفرمود تا بر دهقانانى كه بر يابو سوار مىشوند و انگشترى طلا به دست مىكنند ، هر نفر چهل و هشت درهم ، و بر بازرگانان ميانه حال هر نفر بيست و چهار درهم در سال ، و بر مزدوران و ساير كسان ، هر مردى دوازده درهم قرار دهم . حميد بن ربيع از يحيى بن آدم و او از حسن بن صالح روايت كرد كه گفت : از حسن پرسيدم : اين خراجهاى مختلف از چه روست ؟ گفت : هر كس در وضعى اين خراجها را برقرار ساخته و سپس در وضعيت ديگرى به نحوى ديگر مقرر شده است و در اين مسأله دورى و نزديكى اراضى از بازارها و دهانهء رودها مورد نظر بوده است . هم او گويد كه يحيى بن آدم گفت : اما مقاسمهء سواد را مردم در اواخر خلافت منصور از حكومت تقاضا كردند و پيش از آن كه اين كار انجام پذيرد منصور بمرد ، و سپس مهدى بفرمود تا آن روش ، جز در مورد عقبهء حلوان ، انجام پذيرد . عبد الله بن صالح عجلى از عبثر ابو زبيد و او از اهل ثقه روايت كرد كه حذيفه اراضى مشروب از دجله را مساحى كرد و خود در مدائن بمرد . پلهاى حذيفه به وى منسوب است ، زيرا كه او نزديك