تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
محمد بن سعد از واقدى و او از ابن ابى سبره و او از ابن عجلان و او از ابان بن صالح روايت كرد كه گفت : هنگامى كه پارسيان از قادسيه هزيمت يافتند بقية السيف آنان به مدائن رفتند و مسلمانان به دجله رسيدند و آن شهر چنان پر آب شده بود كه هرگز مانندش را نديده بودند . ناگهان پارسيان سفائن و پلهايى را كه به بخش شرقى مىرفت برداشتند و پل را آتش زدند . سعد و مسلمانان اندوهگين شدند ، زيرا راه عبور ديگرى سراغ نداشتند . مردى از مسلمانان پيش آمد و با اسب شنا كرد و گذشت و آنگاه مسلمانان نيز شناكنان عبور كردند و به صاحبان سفائن بفرمودند تا بارها را حمل كنند . پس پارسيان گفتند : به خدا كه به جنگ جنيان آمده‌ايم ، و گريختند . عباس بن هشام از پدر خويش و او از عوانة بن حكم ، و نيز ابو عبيده معمر بن مثنى از ابو عمرو بن علاء روايت كردند كه سعد بن ابى وقاص خالد بن عرفطه را به فرماندهى مقدمهء سپاه گسيل داشت و هنوز سعد نرسيده بود كه خالد ساباط را بگشود . سپس به روميه رفت و بر آن بايستاد تا اهل شهر بر اين قرار صلح كردند كه هر كه از ايشان خواهد ، جلاى بلد كند و هر كه خواهد ، بر جاى ماند به شرط آنكه طريق اطاعت و مناصحت در پيش گيرد و خراج بپردازد و مسلمانان را راهنمايى كند و بر ضد ايشان انديشهء خيانتى در سر نپرورد . وى پلى نيافت و به مخاضه‌يى « 1 » در قرية الصيادين رهنمايى شد و در آنجا سواران به آب زدند . پارسيان شروع به تيراندازى به آنان كردند ، لكن همهء مسلمانان به سلامت عبور كردند جز يك تن از قبيله طيئ به نام سليل بن يزيد بن مالك
هامش
( 1 ) . مخاضه آن قسمت از آب است كه عمق كمترى دارد و بدين سبب مىتوان بىكمك پل يا سفينه‌يى از آن عبور كرد .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 376 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل