سنبسى و كسى جز او آن روز آسيبى نديد .
عبد الله بن صالح از شخص مورد وثوقى و او از مجالد بن سعيد و او از شعبى روايت كرد كه گفت : در نبرد مدائن مسلمانان كنيزكانى از كنيزان كسرى را به چنگ آوردند كه ايشان را از آفاق جهان آورده و براى كسرى مىپروريدند ، و مادر من يكى از آن كنيزان بود . گويد كه آن روز مسلمانان كافور بر گرفته به ديگهاى خود ريختند به گمان آنكه نمك است . واقدى گويد : سعد در سال شانزده از كار مدائن و جلولاء بپرداخت .
نبرد جلولاء وقيعه « 1 »
گويند : مسلمانان چند روزى در مدائن درنگ كردند ، سپس خبر يافتند كه يزدجرد گروه عظيمى گرد آورده سوى ايشان فرستاده است و آنان در جلولاء مجتمع شدهاند . پس سعد بن ابى وقاص ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص را با دوازده هزار تن جانب ايشان گسيل داشت و آنان عجمان را بديدند كه حصار گرفته و خندق حفر كردهاند . عجمان عيال و بارهاى خود را در خانقين نهاده و هم عهد شده بودند كه نگريزند و امداد از حلوان و جبال سوى ايشان روان بود . مسلمانان گفتند : شايسته است پيش از آنكه كمك بيشترى برسد كار ايشان را بسازيم ، و به مصاف عجمان
هامش
( 1 ) . ابن اثير مىگويد : در جنگ جلولاء يكصد هزار تن كشته شدند و اجساد كشتگان ميدان نبرد و اطراف آن را فرا گرفت ، و از اين روى آن موضع را جلولاء ناميدند ( از جمله معانى مصدر تجليل ، پوشانيدن و همه جا را فرا گرفتن است ) كلمهء وقيعه نيز به معنى آسيب كارزار و صدمهء قتال است .