تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

فتح مدائن

گويند : مسلمانان پس از نبرد قادسيه به پيش راندند و چون از دير كعب گذشتند ، نخيرخان با جمعى عظيم از اهل مدائن به ايشان برخورد و با يك ديگر به جنگ پرداختند . زهير بن سليم ازدى از گردن نخيرخان بياويخت و هر دو بر زمين درغلتيدند . زهير خنجرى را را كه بر كمر نخيرخان بود ، بگرفت و شكمش را پاره كرد و او را بكشت . سپس سعد و مسلمانان برفتند و در ساباط نزول كردند و در شهر بهرسير گرد آمدند و آن شهرى است در ناحيه كوفه . نه ماه و به قولى هجده ماه در آنجا بماندند تا جايى كه دو بار خرماى تازه خوردند . اهل شهر با مسلمانان نبرد مىكردند و چون دست از جنگ مىكشيدند ، باز به شهر اندر مىشدند . چون مسلمانان آن شهر را فتح كردند ، يزدجرد پسر شهريار پادشاه فارس آماده گريز شد و او را درون زنبيلى نهاده از كاخ سفيد مدائن پايين فرستادند . از همين روى نبطيان او را برزبيلا خواندند . يزدجرد همراه بزرگان اسواران به حيره رفت و بيت المال و امتعهء سبك و خزانهء خود و زنان و كودكان را همراه ببرد . سالى كه يزدگرد گريخت ، سال قحطى بود و طاعون همهء اهل فارس را فرا گرفته بود . سپس مسلمانان از آب عبور كردند و ناحيه شرقى مدائن را گشودند . عفان بن مسلم از هشيم و او از حصين و او از ابو وائل روايت كرد كه گفت : چون عجمان از قادسيه گريختند ، آنان را دنبال كرديم و در كوثى گرد آمدند . از پى ايشان برفتيم تا به دجله رسيديم . مسلمانان گفتند : براى چه منتظر اين مختصر آب مىشويد . از آن بگذريم . پس از آب گذشتيم و آنان را منهزم ساختيم .