تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
آنگاه عمر خواست تا سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل عدوى را گسيل دارد ، و سپس رأى وى ديگر شد و سعد بن ابى وقاص را فرستاد . نام ابو وقاص مالك بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بود . عمر گفت : او مردى شجاع و تيرانداز است . به قولى سعيد بن زيد بن عمرو آن زمان در شام به غزا مشغول بود . گويند كه سعد به عراق رفت و سه ماه در ثعلبيه بماند تا مردمان به وى ملحق شدند ، و سپس در سال پانزده به عذيب رفت . مثنى بن حارثه بيمار بود . سعد وى را بفرمود تا با دشمن بين قادسيه و عذيب نبرد كند و او دردش شدت يافت و نزد كسانش برده شد و ميان ايشان بمرد و سعد با زنش نكاح كرد . وفات مثنى به گفتهء واقدى پيش از آمدن رستم به قادسيه بود . گويند : رستم به پيش آمد و در برس اقامت كرد . وى اهل رى و به قولى اهل همدان بود . سپس رهسپار شد و چهار ماه بين حيره و سيلحين اقامت كرد ، بىآنكه اقدامى نسبت به مسلمانان به عمل آورد و يا با آنان بجنگد و مسلمانان ميان عذيب و قادسيه اردو زده بودند . رستم ، ذو الحاجب را كه در طيزناباذ لشكرگاه داشت ، پيشاپيش گسيل داشت . مشركان حدود يكصد و بيست هزار تن بودند و سى پيل و پرچم بزرگى داشتند كه درفش كابيان ناميده مىشد . عده مسلمانان بين نه تا ده هزار تن بود و هر گاه به علوفه و طعام نياز داشتند ، سواره به بيابان ريخته نواحى سفلاى فرات را مورد غارت قرار مىدادند . عمر از مدينه گوسفند و گوشت برايشان مىفرستاد . گويند : بصره در فاصله نبرد نخيله و جنگ قادسيه تمصير شد ، و اين كار را عتبة بن غزوان كرد ، و پس از آن اجازت خواست تا به حج رود و مغيرة بن شعبه را به جاى خويش بگمارد و عمر نيز براى وى فرمان بنوشت . لكن چيزى نگذشت كه مغيره به آنچه به وى