مهران بن مهر بنداذ همدانى را با دوازده هزار سپاه گسيل داشت .
و مسلمانان به وى مهلت دادند تا از پل گذشت و به نزديكى دير الاعور رسيد . سيف روايت كرده است كه مهران پس از عبور از پل به موضعى رسيد كه آن را بويب خوانند و اين همان محلى است كه وى در آنجا كشته شد . گويند : دو پهلوى بويب در زمان فتنه از استخوان آدم انباشته شد تا با سطح زمين برابر گشت و خاك روى آن را بپوشانيد . از آن پس هر زمان كه آن موضع را كاوش مىكنند ، چيزى از آن جمله يافت مىشود . اين موضع ميان سكون و بنو سليم واقع است و در زمان كسرايان سرريز آب فرات در آن جارى مىشد و در جوف فرو مىرفت .
مسلمانان در نخيله اردو زدند . رئيس سپاه به زعم طايفهء بجيله جرير بن عبد اللّه و به گفتهء قوم ربيعه مثنى بن حارثه بود . به قولى ديگر ، هر روز فرماندهء سپاه عوض مىشد ، ضمن آنكه هر قومى نيز رئيس ويژهء خود را داشت . مسلمانان و دشمنانشان با يك ديگر مصاف دادند و شرحبيل بن سمط كندى آن روز آزمون نيكويى از شجاعت بداد و مسعود بن حارثه برادر مثنى بن حارثه كشته شد . مثنى گفت : اى انبوه مسلمانان ، از پاى درآمدن برادرم شما را سست نگرداند ، زيرا كه بهترين شما آن است كه اين گونه بميرد . پس بسان تنى واحد و از دل و جان و با استقامت و صبر يورش بردند تا خداوند مهران را بكشت و كافران را هزيمت كرد . مسلمانان به تعقيب و كشتن ايشان پرداختند و آنان كه نجات يافتند ، اندك بودند . قرط بن جماح عبدى آن روز آنقدر شمشير زد تا شمشيرش خميده شد . شب فرا رسيد و مسلمانان در لشكرگاه خود جمع شدند و اين واقعه به سال چهارده رخ داد . جرير بن عبد اللّه و منذر بن حسان بن ضار ضبى كشتن مهران را مباشرت كردند ، و يكى گفت :
من او را كشتهام ، و ديگرى گفت : كشندهء او منم . نزاعى شديد
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٣٦٢