تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
تهمت زدند متهم شد « 1 » ، و ابو موسى به ولايت بصره منصوب گشت ، و مغيره به مدينه رفت . سپس عمر ، او و كسانى را كه بر او شهادت داده بودند به بصره باز گردانيد . چون نبرد قادسيه فرا رسيد ، عمر به ابو موسى نوشت تا به سعد يارى دهد و او مغيره را با هشتصد تن و به قولى چهار صد تن به كمك وى فرستاد و مغيره در جنگ قادسيه حضور يافت ، و سپس به مدينه رفت . عمر به ابو عبيدة بن جراح نيز نامه نوشت و او قيس بن هبيرة بن مكشوح مرادى را به يارى سعد فرستاد و گويند كه وى در نبرد قادسيه حاضر بود ، و به قولى ديگر زمانى به مسلمانان رسيد كه از جنگ فارغ شده بودند . قيس هفتصد تن به همراه داشت . نبرد قادسيه روز آخر سال شانزده رخ داد . به قولى آنكه مغيره را به يارى سعد فرستاد ، عتبة بن غزوان بود و مغيره پس از بازگشت از قادسيه بود كه به ولايت بصره رسيد و عمر پس از آنكه وى را به خاطر آنچه بدان متهم شده بود به مدينه برد ، وى را باز پس نفرستاد مگر هنگامى كه سمت ولايت كوفه را به وى داد . عباس بن وليد نرسى از عبد الواحد بن زياد و از او مجالد و او از شعبى روايت كرد كه گفت : عمر به ابو عبيده نامه‌يى نوشت ، و او قيس بن مكشوح را همراه جمعى كه به اين كار خوانده شده بودند به قادسيه فرستاد . خلقى با وى بودند و او با هفتصد تن شتابان برسيد ، در حالى كه سعد جنگ را فتح كرده بود . از وى غنيمت خواستند و او در اين باب به عمر بنوشت و عمر پاسخ داد كه اگر قيس پيش از دفن كشتگان رسيده است ، سهم وى را از غنيمت بدهيد . گويند : رستم كس نزد سعد فرستاد و از وى خواست يكى از
هامش
( 1 ) . داستان اين اتهام در صفحات بعد خواهد آمد .