يزيد بن ابى حبيب و او از جيشانى روايت كرد كه گفت : جماعتى از شاهدان فتح مصر را شنيدم كه مىگفتند عمرو بن عاصى چون فسطاط را بگشود ، عبد الله بن حذافهء سهمى را به عين شمس فرستاد و او بر ارض آن بلد چيره شد و با اهل شهرهايش بسان فسطاط مصالحه كرد ، و خارجة بن حذافهء عدوى را به فيوم و اشمونين و اخميم و البشرودات و شهرهاى صعيد « 1 » مصر گسيل داشت ، و او رفتارى به همانسان بكرد . و عمير بن وهب جمحى را به تنيس و دمياط و تونه و دميره و شطا و دقهله و بنا و بوصير فرستاد ، و او نيز همان كار بكرد . و عقبة بن عامر جهنى - و به قولى ، وردان آزاد كردهء خود را كه صاحب بازار وردان در مصر بود - به ساير شهرهاى ارض سفلى « 1 » فرستاد و او نيز به همان شيوه عمل كرد .
پس عمرو بن عاصى كار فتح مصر را كامل كرد و آن سرزمين ارض خراج شد .
قاسم بن سلام از عبد الغفار حرانى و او از ابن لهيعه و او از ابراهيم بن محمد و او از ايوب بن ابى العاليه و او از پدر خويش حكايت كرد كه گفت : از عمرو بن عاصى شنيدم كه بر منبر مىگفت :
من بر اين جايگاه قرار گرفتم ، بىآنكه احدى از قبطيان مصر را بر من عهدى يا عقدى بوده باشد . اگر خواهم همىكشم و اگر خواهم خمس برگيرم و اگر خواهم به فروش رسانم ، مگر در مورد اهل انطابلس كه ايشان را بر من عهدى است كه بدان وفا خواهد شد .
قاسم بن سلام از عبد الله بن صالح و او از موسى بن على بن رباح لخمى و او از پدر خويش مرا گفت كه مغرب تماما عنوه است .
ابو عبيد از سعيد بن ابى مريم و او از ابن لهيعه و او از صلت بن
هامش
( 1 ) . صعيد ، مصر عليا است و مناطق جنوب كشور را از قاهره به پايين در برمىگيرد .
مناطق شمالى كشور مصر سفلى نام دارد كه همان دلتا است .