صلح كرد كه از روميان هر كه خواهد برود و هر كه خواستار اقامت باشد به شرايطى كه وى معين كرد ، باقى گذارده شود و بر قبطيان « 1 »
هامش
گائوماتا به عنوان ماگ ياد مىكند . آنچه اين استنباط را تقويت مىكند اين است كه نام اسقف مذكور كورش بوده كه يك نام ايرانى است و خود ، اهل قفقازيه بوده كه يك منطقهء ايرانى است ، ضمن اينكه مقام مذهبى نيز داشته است . بر اساس اين قرائن شايد بتوان احتمال داد كه مقوقس يك ايرانى مسيحى - يا مسيحى شده - بوده است .
( 1 ) . واژهء قبطى در ادبيات عرب به سكنهء اصلى مصر اطلاق مىگردد كه هنگام غلبهء مسلمانان ديانت مسيحى داشتند ، و امروزه نيز همين واژه در مورد مسيحيان مصر ( كه تعدادشان حدود چهار ميليون نفر است ) به كار برده مىشود . در اصل واژهء قبطى و قبط معرب لفظ يونانىAlyuntosاست كه در زبان لاتين به صورتAegyptusدر آمده و از آن طريق به زبانهاى امروزى اروپايى وارد شده است . لكن مصريان كشور خود را چنين نمىناميدند ، بلكه اين واژه فقط نام يكى از شهرهاى مصر كهن بوده كه يونانيان و روميان آن را ممفيس مىخواندند . شهر مذكور در زبان مصرى خوانده مىشد كه آن را به دو شكل مىتوان معنى كرد : سراى روح پتاح ، يا : مقر پادشاهى پتاح . پتاح از خدايان مصر ، و مفهوم لغوى آن خلاق است . نام ديگر اين شهر بوده است كه معنى آن « زيباى جاودانه » است . همين نام بوده است كه در زبان يونانى و سپس زبانهاى اروپايى به گونهء ممفيس تلفظ شده است . شهر ممفيس زمانى پايتخت مصر باستان بوده و در حاشيه چپ نيل ( حدود سقارهء كنونى ) قرار داشته است ( مترجم كتاب توجه دارد كه در عهد باستان شهر ديگرى به نام در ساحل راست نيل وجود داشته كه در زبان قبطى آن راKebtwمىخواندند و يونانيان آن راkontosتلفظ مىكردند . لكن با وجود شباهت ظاهرى هيچ امكان تاريخى و منطقى براى مرتبط داشتن نام اين شهر با بحث حاضر وجود ندارد . زيرا كه اين شهر كوچك در مناطق بسيار جنوبى يعنى حدود مدار 25 درجه جغرافيايى قرار داشته و از اهميت خاصى برخوردار نبوده تا بتوان گفت يونانيان نام آن را به تمامى مصر تعميم داده باشند ) .