تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
كه چنان كند جز تنى چند كه از وى خواستند اراضى را ميان ايشان بهر كند ، پس وى بر هر محتلم‌شونده‌يى دو دينار جزيه مقرر داشت ، مگر آنكه فقير باشد و هر صاحب زمينى را ملزم ساخت كه علاوه بر دو دينار ، سه اردب « 1 » گندم و دو قسط روغن و دو قسط عسل و دو قسط سركه به عنوان رزق مسلمانان ادا كنند كه در دار الرزق جمع شده ميان ايشان تقسيم شود . و مسلمانان را شماره كرد و جميع اهل مصر را ملزم داشت كه هر سال جبه‌يى پشمين و برنسى « 2 » يا عمامه‌يى و شلوارى و جفتى نعلين به هر يك از مردان مسلمان بدهند ، يا به جاى جبهء پشمين جامه‌يى قبطى تسليم دارند . در اين باب براى ايشان عهد نامه‌يى بنوشت و بر آنان شرط كرد كه اگر بدان وفا كنند زنان و فرزندانشان فروخته نخواهند شد و آنان را به بردگى نخواهند برد و اموال و گنجينه‌هايشان را در دست ايشان باقى خواهند نهاد . در اين باب در اين باب به عمر بنوشت و او آن را تنفيذ كرد و آن سرزمين ارض خراج شد . لكن چون اين شروط به جا آمد و عهدنامه نوشته شد ، برخى از مردمان پنداشتند كه به صلح گشوده شده است . گويد : چون شاه اليونه از كار خود و كسانى كه با وى در شهرش بودند فراغت يافت ، از سوى همهء مردم مصر به صلحى از گونهء صلح اليونه مصالحه كرد و ايشان بدان رضا دادند و گفتند : اينان كه نيرو و استحكامى داشتند رضا بدادند و به اين اندازه قناعت
هامش
( 1 ) . اردب پيمانه بزرگى است اهل مصر را ، اين گفتهء جوهرى است ، و آن چهل و شش من است و هر من بيست و چهار صاع است ( رك : مجمع البحرين ، مادهء اردب ) . اين واژه مصرى است و در زبان قبطى آن راeptonگويند . ( 2 ) . برنس نوعى ردا يا شنل است كه بر دوش مىافكنند و كلاهى شبيه كلاه بارانى به آن دوخته شده است . برنس در زمان حاضر در تونس به همين نام رايج است .