تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مصر باقى است . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه و او از هشام بن عروه روايت كرد كه زبير بن عوام به مصر گسيل شد ، و او را گفتند در مصر جنگ است و طاعون . گفت : ما نيز آمادهء جنگ و طاعون به مصر آمده‌ايم . گويد : مسلمانان نردبانها قرار داده بر آنها صعود كردند . عمرو ناقد از عبد الله بن وهب مصرى و او از ابن لهيعه و او از يزيد بن ابى حبيب نقل كرد كه عمرو بن عاصى به مصر آمد و سه هزار و پانصد تن همراه وى بودند ، و عمر بن خطاب چون از كار وى آگاهى يافت خشمگين شد و زبير بن عوام را با دوازده هزار تن گسيل داشت ، و زبير در فتح مصر حضور داشت و در آنجا قطعه زمينى بگرفت . عمرو ناقد از عبد الله بن وهب مصرى و او از ابن لهيعه و او از يزيد بن ابى حبيب و او از عبد الله بن مغيرة بن ابى برده و او از سفيان بن وهب خولانى حكايت كرد كه گفت : چون مصر را بىعقد پيمانى بگشوديم ، زبير به پا خاست و گفت : اى عمرو اين بلد را قسمت كن . وى اباء كرد و زبير گفت : به خدا سوگند كه بايد آن را تقسيم كنى ، همچنان كه رسول الله ( ص ) خيبر را بهر كرد . پس عمرو در آن باب به عمر بنوشت و عمر پاسخ داد : آن بلد را باز گذاريد تا از آن بلد جنين جنين « 1 » نيز به غزا رود « 2 » . گويد : عبد الله بن
هامش
( 1 ) . جنين جنين معادل حبل الحبله آورده شد . حملى كه در شكم آبستنان است ، حبل ناميده مىشود . حبله نيز به همان معنى است . حرف تاء كه به آخر آن افزوده شده من باب تأكيد بر مؤنث بودن جنين دومى است ، زيرا كه جنين بايد مؤنث باشد تا پس از ولادت و رشد بتواند خود جنين تازه‌يى را بپروراند ، به عبارت ديگر ، مفهوم حبل الحبله جنينى است كه در آينده در بطن جنين مؤنثى كه خود اكنون در شكم مادر است پرورش خواهد يافت ( رك . زمخشرى : كتاب الفائق ، و ابو عبيد : غريب الحديث ) . ( 2 ) . منظور اين است كه مصر را تقسيم نكنيد و آن را براى مردمش باقى گذاريد تا خراج