تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
خندق ساخته بودند و اسم شهر اليونه بود و مسلمانان آن را فسطاط ناميدند ، زيرا گفته بودند : اين خيمه‌گاه مردم و محل اجتماع ايشان است . جمعى ديگر گويند : عمرو در آنجا خيمه بر پا كرد و وجه تسميه فسطاط از همين رواست . گويند : چندان كه عمرو بن عاصى اهل فسطاط را در محاصره داشت ديرى نپاييد كه زبير بن عوام بن خويلد با ده هزار سپاهى بر وى وارد شد . به قولى ، زبير با دوازده هزار تن بيامد كه خارجة بن حذافهء عدوى و عمير بن وهب جمحى با ايشان بودند . زبير عزم غزا داشت و بر سر آن بود كه به انطاكيه رود . عمر وى را گفت : اى ابو عبد الله آيا تو را ميل ولايت مصر باشد ؟ گفت : مرا نيازى بدان نيست ، لكن براى جهاد و كمك مسلمانان مىروم ، اگر عمرو را در حالى بيابم كه آن بلد را فتح كرده متعرض عمل وى نمىشوم و عازم يكى از سواحل شده ، به مرابطهء آن خواهم پرداخت ، و اگر وى را در حال جهاد يابم با او همراهى خواهم كرد . پس به اين مقصود رهسپار شد . گويند : زبير از يك سو و عمرو بن عاصى از سوى ديگر مىجنگيدند . سپس زبير نردبانى آورد و از آن بالا رفت و بر فراز دژ شد ، به حالى كه فقط شمشير خود را داشت . آنگاه تكبير گفت و مسلمانان تكبير گفته از پى او شدند و دژ را به عنوه بگشود و مسلمانان هر چه در آن يافتند مباح خود دانستند . عمرو اهل بلد را به جاى خويش ابقاء كرد ، بر اين قرار كه از اهل ذمه باشند و بر ايشان جزيه سرانه و بر زمينهايشان خراج وضع كرد ، و در اين باب به عمر بن خطاب بنوشت و عمر آن را تنفيذ كرد . زبير قطعه زمينى را در مصر بگرفت و در آن خانه‌يى را كه مشهور است بساخت . عبد الله بن زبير هنگامى كه همراه ابن ابى سرح به غزاى افريقيه مىرفت در اين خانه منزل كرد . نردبان زبير در