بيمناك كرد . آنگاه عامل وى به نام علاء بن احمد قصد ديرى را كرد كه در سيسجان واقع و به دير الاقداح معروف بود ، و نصارى آن را همچنان حرمت مىداشتند و برايش هدايا مىبردند . وى هر آنچه در دير بود بگرفت و با اهل آن جور روا داشت . اين كار بطريقان را گران آمد و سخت افتاد و در باب آن به هم نامه نوشتند و يك ديگر را به مخالفت و نقض عهد تشويق كردند و قوم خويثيه كه از جملهء علوج ، و به ارطان معروف بودند ، دسيسه كردند تا به خاطر بردن بقراط بطريق ايشان بر يوسف بتازند و آنان را به دشمنى با وى برانگيختند . بطريقان و متغلبه سواران و پيادگانى را نيز براى كمك ايشان بفرستادند و در طرون به يوسف تاختند ، در حالى كه وى ياران خود را در قريهها متفرق ساخته بود . وى را بكشتند و بر هر چه در اردوى او بود مستولى شدند .
آنگاه المتوكل على الله بغا كبير را والى ارمنستان كرد ، و او چون به بدليس رسيد ، موسى بن زراره را بگرفت . وى از كسانى بود كه ارادهء قتل يوسف را داشتند و به خاطر خشم از ماجراى بقراط بر اين كار اعانت كرده بود . بغا كبير با خويثيه بجنگيد و از ايشان كشتار عظيمى كرد و اسيران بسيار گرفت . سپس اشوط بن حمزة بن جاجق بطريق بسفرجان را كه در باق بود ، محاصره كرد و او را از قلعهاش به پايين كشيد و به سر من رأى فرستاد و به جرزان رفت و بر اسحاق بن اسماعيل ظفر يافت و آنقدر در حبس نگاه داشت تا بمرد و جرزان را بگشود و مخالفان و عاصيانى را كه از نصارى و غير ايشان در اران و ظاهر ارمينيه و سيسجان بودند از آن جاى ببرد ، و آن ثغر را چنان اصلاح كرد كه
هامش
بغا بزرگ را گسيل داشت . » يعقوبى نامهاى اين متغلبان را ذكر كرده ، از جمله :
اشوط بن حمزه متغلب باق ، موسى بن زراره متغلب بدليس ، و اسحاق بن اسماعيل متغلب تفليس ( رك . تاريخ اليعقوبى ، ايام جعفر المتوكل ) .