تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
هرگز آنچنان نبوده است . سپس در سال دويست و چهل و يك به سر من رأى آمد .

فتحهاى مصر و مغرب

گويند : عمرو بن عاصى پس از بازگشت مسلمانان از يرموك قيساريه را در محاصره گرفت ، و سپس هنگامى كه يزيد بن ابى سفيان به ولايت رسيد ، پسر خود را به جاى خويش گمارد و خود سرانه با سه هزار و پانصد سپاهى به مصر رفت . اين كار عمر را خشمگين ساخت و به وى نامه‌يى نوشت و به سبب خودسرى او در قبال خويش ، وى را مورد توبيخ و عتاب قرار داد و بفرمود تا اگر قبل از رسيدن به مصر نامه به او رسد به جاى خود باز گردد . نامه هنگامى به وى رسيد كه در عريش بود . به قولى عمر به عمرو بن عاصى بنوشت تا به مصر عزيمت كند و نامه هنگامى به او رسيد كه قيساريه را در محاصره داشت . آورندهء نامه شريك بن عبده بود و عمرو او را هزار دينار عطا كرد . شريك از قبول آن امتناع ورزيد و او از وى تقاضا كرد كه داستان را پوشيده دارد و به عمر خبر ندهد . گويند : عمرو به سال نوزده به مصر رفت و در عريش منزل كرد ، و سپس به فرماء آمد . در آنجا جمعى آمادهء نبرد بودند و او با ايشان بجنگيد و شكستشان داد و اردويشان را متصرف شد و عزم نبرد فسطاط « 1 » كرد و در جنان الريحان مقام كرد . اهل فسطاط
هامش
( 1 ) . فسطاط به معنى خيمهء مويى است . در زمان حاضر فسطاط متصل به مصر القديمه ( قاهره كهنه ) است كه بخش فقيرنشين قاهره به شمار مىرود .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 304 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل