تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
در ميمذ كه پيش چشمت بودند ، رهاشان كردى و كنون در انتهاى زمين جستجوشان مىكنى و بفرمود تا حرشى را از زندان برون آوردند . گويند : مسلمه با اهل خيزان مصالحه كرد و فرمان داد تا قلعهء آن شهر را ويران كنند و براى خود در آنجا املاكى بر پاى كرد كه امروزه به حوزخيزان معروف است . پادشاهان جبال با وى از در سازش درآمدند و شروان شاه و ليران‌شاه و طبرسران شاه و فيلان شاه و خرشان شاه نزد وى آمدند و حكمران مسقط نيز چنان كرد . مسلمه بر شهر باب بايستاد و آن را بگشود . در دژ اين شهر هزار خانوار از خزران بودند . ايشان را در محاصره گرفت و به سنگ و سپس به آهن كه به گونهء سنگ در آورده بودند بكوبيد ، لكن سودى نبخشيد . پس قصد چشمه‌يى را كرد كه انوشروان از آن ، آب به مخزن شهر جارى ساخته بود و گاوان و گوسپندان را بكشت و محتواى شكمبه‌ها و انغوزه در آن بريخت . بيش از يك شب نگذشته بود كه آب كرم گرفت و بد بو و فاسد شد و چون تاريكى شب فرا رسيد اهالى از قلعه گريختند و آن را خالى كردند و مسلمة بن عبد الملك بيست و چهار هزار تن از مردم شام را با برقرارى عطاء در شهر باب و ابواب ساكن كرد . اهل باب در زمان حاضر نيز عاملى را به شهر خود نمىپذيرند ، مگر آنكه مالى را بين ايشان قسمت كند . مسلمه انبارى براى گندم و انبارى براى جو و مخزنى براى اسلحه بساخت و فرمان داد تا مخزن آب را با خاك بينباشتند و شهر را مرمت كرد و بر ديوار آن كنگره ساخت . مروان بن محمد همراه مسلمه بود و با وى بر خزران تاخت و از خود شجاعت نشان داد و قتال شديدى كرد . هشام پس از مسلمه ، سعيد حرشى را والى كرد و او دو سال در