تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ابى معيط را بر ارمينيه ولايت داد . گويند : چون فتنهء ابن زبير برخاست ، ارمينيه نقض عهد كرد و آزادگان آن ديار و اتباع ايشان سر به مخالفت برداشتند و چون محمد بن مروان از سوى برادر خويش عبد الملك به ولايت ارمينيه رسيد با ايشان قتال كرد و بر آنان ظفر يافت و بكشت و اسير كرد و بر آن بلاد چيره شد . سپس به آنان كه باقى بودند وعده داد كه بر ايشان فرض شرف خواهد كرد « 1 » . ايشان بدين خاطر در كليساهايى از ولايت خلاط گرد آمدند . وى درها را به رويشان ببست و نگاهبانانى در آنجا بگمارد و آنان را به هراس افكند . در آن جنگ مادر يزيد بن اسيد كه از سيسجانيان و دختر بطريق بلد بود ، اسير شد . گويند : سليمان بن عبد الملك ، عدى بن عدى بن عميرهء كندى را والى ارمينيه كرد . عدى بن عميره از جمله كسانى بود كه از على بن ابى طالب جدا شده در رقه منزل كرده بودند . عمر بن عبد العزيز نيز او را بر ارمينيه ولايت داد . وى صاحب نهر عدى در بيلقان بود . بنا به روايتى عامل عمر حاتم بن نعمان بوده است كه اين گفتهء استوارى نيست . آنگاه يزيد بن عبد الملك معلق بن صفار بهرانى را بر ارمينيه ولايت داد ، و سپس او را عزل كرد و حارث بن عمرو طائى را به اين سمت گمارد . وى با اهل لكز بجنگيد و رستاق حسمدان را بگشود . جراح بن عبد الله حكمى از طايفهء مذحج والى ارمينيه شد و در برذعه مقام كرد . اختلافى كه در پيمانه‌ها و اوزان بود به وى اظهار شد و او آن را به اعتدال و درستى استوار داشت و پيمانه‌يى برگزيد كه آن را جراحى ناميدند ، و تا امروز از سوى مردم آن ديار به كار برده مىشود . آنگاه وى از كر عبور كرد و
هامش
( 1 ) . فرض به معنى برقرارى مواجب ، و عطايا است و شرف به مفهوم زياده از حد متداول است ، و فرض شرف به معنى تعيين عطايى فزونتر از عطاى معمول سپاهيان است .