تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
برفت تا از نهر معروف به سمور نيز بگذشت و سوى خزران تاخت و جمعى كثير از ايشان بكشت و با اهل بلاد حمزين بجنگيد ، و سپس با آنان صلح كرد ، بر اين قرار كه به رستاق خيزان نقل مكان كنند و دو قريه از آن رستاق را به ايشان داد . و به اهل غوميك تاخت و از ايشان اسيرانى بگرفت . آنگاه بازگشت و در شكى فرود آمد و سپاهش در برذعه و بيلقان زمستان را به سر بردند . خزرها طغيان كرده از رس گذشتند . جراح با آنان در صحراى ورثان به حرب پرداخت . آنگاه خزرها به ناحيه اردبيل رفتند ، و او در چهار فرسنگى سر حد ارمينيه با ايشان مصاف داد . سه روز جنگ به طول انجاميد و جراح و همراهانش شهيد شدند و آن نهر به نهر جراح معروف شد و پلى كه بر آن بود نيز به نام جراح خوانده شد . سپس هشام بن عبد الملك ، مسلمة بن عبد الملك را والى ارمينيه كرد و او سعيد بن عمرو بن اسود حرشى را به فرماندهى مقدمهء سپاه گسيل داشت و اسحاق بن مسلم عقيلى و برادرانش و جعونة بن حارث بن خالد از طايفهء بنو عامر بن ربيعة بن صعصعه و ذفاقه و خالد پسران عمير بن حباب سلمى و فرات بن سلمان باهلى و وليد بن قعقاع عبسى را همراه وى كرد . حرشى بر خزران كه ورثان را محاصره كرده بودند ، بتاخت و ايشان را از آنجا براند و منهزم ساخت . آنان به ميمذ از توابع اذربيجان آمدند و چون حرشى آمادهء نبرد با ايشان شد ، نامهء مسلمة بن عبد الملك به وى رسيد كه او را به سبب اقدام به جنگ با خزران قبل از رسيدن وى ملامت كرده و اطلاع داده بود كه عبد الملك بن مسلم عقيلى را بر كار سپاه گمارده است ، و چون كار تحويل اردو انجام شد ، فرستادهء مسلمه حرشى را به بند كشيد و او را به برذعه برد و مسلمه او را در زندان خويش محبوس ساخت . آن هنگام خزرها بازگشتند و مسلمه ايشان را دنبال كرد ، و در اين باب به هشام نامه نوشت و هشام به او نوشت :
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 296 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل