از مسلمانان به قتل رسيد . در آن معركه تكبير ايشان به گوش مىرسيد . سلمان بن ربيعه نخستين كسى بود كه در كوفه به منصب قضا رسيد و چهل روز در آنجا بماند و هيچ دعوايى نزد او آورده نشد . وى از عمر بن خطاب برخى روايات نقل كرده است . ابن جمانهء باهلى دربارهء سلمان و قتيبة بن مسلم گويد :
ما را دو گور است : گورى در بلنجر و قبر ديگر در چينستان ، كه آه از اين دو قبر آنكه در چين خفته است فتحهايش به همه سوى كشيد و اين دگر همان است كه رحمت باران از آن جويند « 1 » قرظة بن كعب انصارى در بلنجر همراه سلمان بود و هم او خبر مرگ وى را براى عثمان بياورد . گويند : چون حبيب كار گشودن آنچه را در سرزمين ارمينيه فتح كرد به انجام رسانيد ، در باب آن به عثمان بن عفان بنوشت و در همان حال خبر مرگ سلمان نيز به او رسيده بود . پس بر آن شد كه حبيب را بر تمامى ارمينيه ولايت دهد ، ولى سپس رأى او بر اين قرار گرفت كه او را به غزاى ثغرهاى شام و الجزيره گمارد و آن به خاطر شايستگى وى در اقدام به اين گونه امور بود . پس حذيفة بن يمان عبسى را بر ثغر ارمينيه ولايت داد . وى به برذعه رفت و عمال خود را به نواحى بين آن شهر و قاليقلا و نيز به خيزان فرستاد . آنگاه نامهء عثمان به او رسيد كه فرمان داده بود باز گردد و صلة بن زفر عبسى را به جاى
هامش
( 1 ) . به روايت ابن قتيبه ( ابو محمد عبد الله ) اهل بلنجر استخوانهاى سلمان را در تابوتى نهاده بودند و هر زمان بارندگى به تأخير مىافتاد ، تابوت را بيرون مىآوردند و از بركت آن طلب باران مىكردند . آن قبر ديگر كه شاعر ياد كرده متعلق به قتيبة بن مسلم بوده است . گور قتيبه در فرغانه بوده لكن شاعر مسامحة از آن به عنوان چين ياد كرده است ( ابن قتيبه : كتاب المعارف ) .