براى اهل طفليس « 1 » كه جزء منجليس و آن ، جزء جرزان قرمز است .
ايشان را بر جانها و معابد و صومعهها و نماز و دينشان امان است ، به شرط اقرار به زيردستى و جزيه كه براى هر اهل خانهيى يك دينار است .
شما را حق آن نيست كه اهل خانهها را يك جا كنيد تا تخفيفى در جزيه حاصل شود و نه ما را سزد كه پراكندهتان كنيم تا بر جزيه بيفزاييم . ما را حق برخوردارى از راهنمايى و مساعدت شما در قبال دشمنان خدا و رسول او صلى الله عليه و سلم در حد توان شماست . بر شماست كه از مسلمان نيازمند يك شب ضيافت كنيد و آنچه از طعام اهل كتاب براى ما حلال است به ايشان دهيد . اگر مسلمانى از سفر مانده نزد شما آيد ، بر شماست كه او را به نزديكترين جماعت مؤمنان برسانيد ، مگر اينكه موانعى بر سر راه باشد . اگر زكات دهيد و نماز گزاريد ، برادران دينى ماييد و گر نه جزيه بر شما مقرر خواهد بود . هر گاه مسلمانان گرفتار بوده و از شما غافل شوند و دشمن بر شما غلبه كند ، مأخوذ نبوده و اين معنى سبب نقض عهدتان نخواهد بود . اين است آنچه بر شما و براى شماست . خداوند و فرشتگانش گواهاند ، و گواهى خداوند بسنده است .
جراح بن عبد الله حكمى براى اهل تفليس عهدنامهيى نوشت كه نسخهء آن چنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم . اين نامهيى است از جراح بن عبد الله
هامش
( 1 ) . در اصل با همين كتابت آمده است .