تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
سه روز صفره‌يى « 1 » خواست و به چهره و دستها ماليد و گفت : اين كار را نمىكردم اگر از پيامبر ( ص ) نشنيده بودم كه مىگفت : « زنان را نشايد بر مرده‌يى جز شوى خود بيش از سه روز در سوك باشند . » گويند كه چون خبر مرگ برادرش يزيد نيز به وى رسيد ، باز همين كار بكرد ، و الله اعلم . ابو سفيان بن حرب از جملهء يك چشمان بود و چشم ديگر خود را در نبرد طائف از دست داده بود . گويند : در جنگ يرموك اشعث بن قيس و هاشم بن عتبة بن ابى وقاص زهرى ، كه همان مرقال است ، و قيس بن مكشوح نيز چشم خود را از دست دادند ، و عامر بن ابى وقاص زهرى شهادت يافت . او كسى بود كه فرمان ولايت شام را از عمر بن خطاب براى ابو عبيده آورد . به قولى وى از طاعون مرد ، و برخى رواة گويند كه در نبرد اجنادين به شهادت رسيد ، كه اين گفتهء استوارى نيست . گويند : ابو عبيده براى حبيب بن مسلمهء فهرى به سالارى خيل طلب عقد لواء كرد « 2 » و او هر كه را مىيافت ، مىكشت . جبلة بن ايهم سوى انصار شتافت و گفت : شما برادران ما و فرزندان پدران ما هستيد ، و آنگاه اسلام آورد . هنگامى كه عمر بن خطاب رضى الله عنه در سال هفده به شام آمد جبله با مردى از طايفهء مزينه منازعه كرد و ضربتى به چشم او زد . عمر امر به قصاص كرد ، و او گفت : آيا چشم من و او يكى است ؟ به خدا سوگند در بلدى كه بر من
هامش
( 1 ) . مادهء معطرى كه در تركيب آن زعفران يا اسپرك به كار مىرفته و به عنوان آرايش و رايحهء خوش به چهره و بدن مىماليده‌اند ( رك . سنن النسائى بشرح الحافظ جلال الدين السيوطى و حاشية الامام المسندى ، الجزء الثامن ، كتاب الزينة ) . ( 2 ) . يعنى به فرماندهى خيل طلب گمارد . خيل طلب به معنى فوج سواره نظام است كه پس از عقب‌نشينى و هزيمت دشمن مأمور تعقيب فراريان مىشود .