محمد با روى حمص را ويران كرد و آن از اين روى بود كه در گذشته بر ضد وى سر به مخالفت برداشته و زمانى كه او با اهل خود ، در حال فرار از خراسانيان ، از آنجا مىگذشت ، كسانى بارها و اموال و ذخاير سلاح وى را بر گرفته بودند .
شهر حمص با سنگ مفروش بود ، و چون ايام خلافت احمد بن محمد بن ابى اسحاق المعتصم * رسيد ، حمصيان بر عامل شهر خود فضل بن قارن طبرى برادر ما يزديار بن قارن بشوريدند ، و او فرمان داد آن سنگ فرش را بر كنند كه چنين شد . سپس مردم حمص عصيان ورزيده سنگ فرش را اعاده كردند و با فضل بن قارن بجنگيدند و به روى چيره شده مال و زنانش را ببردند و او را گرفته كشتند و مصلوب كردند . پس احمد بن محمد ، موسى بن بغا الكبير ، آزاد كردهء المعتصم را سوى ايشان فرستاد . با او به جنگ پرداختند و ميان ايشان جماعتى از نصارى و يهودان شهر نيز بودند . موسى بن بغا بسيارى از آنان را بكشت و باقى هزيمت يافتند و او ايشان را به شهر باز گردانيد و به عنوه در آن داخل شد . اين واقعه به سال دويست و پنجاه رخ داد .
در حمص انبار غلهيى است كه گندم و روغن مقطوع بر مردمان از سواحل و نواحى ديگر به آن وارد مىشود . ميزان اين مقاطعه در سجلات ثبت است .
نبرد يرموك
گويند : هرقل سپاهى انبوه از روميان و مردم شام و الجزيره و ارمينيه را گرد آورد كه قريب دو صد هزار شدند و مردى از خاصان خود را بر سر آنان گمارد . در مقدمهء سپاه جبلة بن ايهم