رومى راهبان و جماعتى از متعبدان در ديانت روميان بودند .
سفيان بن محمد مرا گفت كه پدرم و شيوخ ما روايت كردند كه عباده و مسلمانان همراه او انطرطوس را گشودند و آن ، قلعهيى بود كه اهلش به ترك آن گفتند و معاويه انطرطوس را عمران و تمصير « 1 » كرد ، و در آن اقطاعاتى قرار داد . نسبت به مرقيه و بلنياس نيز چنين كرد .
ابو حفص دمشقى از شيوخ خود حكايت كرد كه ابو عبيده ، لاذقيه و جبله و انطرطوس را به دست عبادة بن صامت فتح كرد . از اين نقاط پاسدارانى تا فصل بسته شدن دريا حفاظت مىكردند ، و چون معاويه به كار ساختن استحكامات در سواحل و ايجاد پادگانها در اين نواحى پرداخت ، آن بلاد را نيز مستحكم ساخت و بر آنها پادگان قرار داد و همان قرار كه بر سواحل بود بر آنها نيز مجرى گشت . شيخى از مردم حمص با من حكايت كرد كه نزديك سلميه شهرى است بنام مؤتفكه كه با مردمانش زير و رو شد ، و از ايشان جز يكصد تن به سلامت نجستند . اين گروه صد خانه ساخته در آنها سكنى گزيدند و منطقهيى كه آنان بنا كردند سلم مائه نام گرفت و مردم اين نام را تحريف كرده سلميه گفتند . آنگاه صالح بن على بن عبد الله بن عباس اين ناحيه را بگرفت و خود و فرزندانش آن را بساختند و تمصير كردند ، و جماعتى از اولاد وى در آن منزل گرفتند . ابن سهم انطاكى گويد : سلميه يك نام رومى كهن است . محمد بن مصفى حمصى مرا گفت كه مروان بن
هامش
( 1 ) . تمصير بيشتر به مفهوم عمران و توسعهء قراء و شهرهاى كوچك و تبديل آن به يك شهر جامع است و ترجمهء اين واژه به شهرسازى يا ساختن فلان شهر گوياى مطلب نيست ، زيرا ممكن است شهرى از پيش ساخته و موجود باشد و آن را تمصير كنند ، يعنى به گونهء شهر جامعى در آورند .