تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
سلطه‌يى باشد ، نخواهم زيست . آنگاه مرتد شده به بلاد روم رفت . جبله پس از حارث بن ابى شمر پادشاه غسان بود . همچنين روايت شده است كه جبله نزد عمر آمد و بر نصرانيت خود باقى بود . عمر به وى اسلام و پرداخت صدقات پيشنهاد كرد . وى نپذيرفت و گفت : بر دين خود باقى مانده ، صدقه خواهم داد . عمر گفت : اگر بر دين خود بمانى بايد جزيه دهى . وى را اكراه آمد ، و عمر گفت : از نظر ما يكى از سه طريق را بايد كه برگزينى : يا اسلام آورى ، يا جزيه دهى و يا به هر جا كه خواهى به روى . وى با سى هزار تن به روم رفت ، و چون اين خبر به عمر رسيد پشيمان شد ، و عبادة بن صامت وى را شماتت كرد و گفت : اگر از او صدقه مىپذيرفتنى و سپس با وى مهربانى مىكردى هر آينه مسلمان مىشد . عمر رضى الله عنه در سال بيست و يكم عمير بن سعد انصارى را با سپاه عظيمى به روم فرستاد و او را امير صائفه « 1 » قرار داد ، و اين نخستين صائفه بود . به وى بفرمود با جبلة بن ايهم به ملاطفت رفتار كند و با قرابتى كه بين ايشان هست او را بر سر مهر آورد و دعوتش كند كه به بلاد اسلام باز گردد و آنچه از صدقات خرسندى داده بود ادا كند و بر دين خود باقى باشد . عمير روان شد و به بلاد روم رسيد و آنچه را عمر دستور داده بود به جبله عرضه داشت ، ولى او اباء كرد و جز اقامت در بلاد روم را نخواست . عمير به موضعى بنام حمار رفت كه دره‌يى است و بر اهل آن بتاخت و ويرانه‌اش كرد ، چنان كه در مثل گويند ويرانتر از جوف حمار . گويند كه چون هرقل از خبر اهل يرموك و كشتار سپاهش به دست مسلمانان آگاه شد از انطاكيه به قسطنطنيه گريخت و
هامش
( 1 ) . جنگ و اردوكشى تابستانى .