تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نماز گزارد و آن پس از صلح با معاويه بود . اشعث كنيه ابو محمد و لقب عرف النار « 1 » داشت . برخى از راويان گويند : بنو وليعه پيش از وفات پيامبر ( ص ) مرتد شدند و چون خبر مردن وى ( ص ) به زيان بن لبيد رسيد ، مردم را به بيعت ابو بكر خواند و همه جز بنو وليعه با وى بيعت كردند ، پس بر ايشان شبيخون زد و آنان را بكشت . اشعث مرتد شد و در قلعه نجير حصار گرفت . زياد بن لبيد و مهاجر او را محاصره كرده بر سر وى گرد آمدند و ابو بكر رضى الله عنه ايشان را به عكرمة بن ابى جهل پس از بازگشت از عمان يارى داد ، و او زمانى نزد آنان رسيد كه نجير فتح شده بود . ابو بكر از مسلمانان خواست كه او را در غنائم سهيم كنند و آنان چنين كردند . گويند : در نجير زنانى بودند كه بر وفات رسول الله ( ص ) شادمانى كرده بودند ، پس ابو بكر نامه بنوشت كه دستها و پاهاى ايشان را قطع كنند ، از جملهء آن زنان ثبجاء حضرمى و هند دختر يامين يهودى بودند . بكر بن هيثم از عبد الرزاق بن همام يمانى و او از مشايخ اهل يمن روايت كرد كه رسول الله ( ص ) خالد بن سعيد بن عاصى را بر صنعاء ولايت داد و عنسى كذاب وى را از آنجا اخراج كرد . و نيز
هامش
( 1 ) . عرف النار ، در اصطلاح اهل يمن به معنى غدار و خائن است . اين لقب به خاطر رفتار اشعث در جريان منازعات ميان امام على بن ابى طالب و معاويه به وى اطلاق شد . بلاذرى در كتاب ديگر خود انساب الاشراف مىنويسد : على ( ع ) مردمان را فرمان داد تا از نهروان به شام روند ، لكن اشعث بن قيس پيشنهاد كرد كه سپاهيان به شهرهاى خود باز گردند و زمانى بياسايند و سپس بار ديگر به جنگ روند . افراد سپاه اين گفته را تأييد كردند و على ( ع ) اشعث را عرف النار ناميد ( رك . انساب الاشراف ، امر على بن ابى طالب بعد النهروان ، و نيز رك . تحفة الاحباب فى نوادر آثار الاصحاب ، تأليف حاج شيخ عباس قمى ) .