تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
گمراه شدند ، و پيروى از پسر ام « 1 » زياد كرديم و روى از طريق حق بياضى « 1 » برتافتن نخواستيم چه تقواى رحمن بالاترين زاد و توشه است طايفهء بنو عمرو بن معاوية بن حارث كندى بر ضد وى گرد آمدند و او با مسلمانانى كه داشت بر آنان شبيخون زد و جماعتى را بكشت ، از آن جمله بودند مخوس و مشرح و جمد و ابضعه ، پسران معدى كرب بن وليعة بن شرحبيل بن معاوية بن حجر القرد - قرد در كلام ايشان سخاوتمند را گويند « 3 » - بن حارث الولادة بن عمرو بن معاوية بن حارث . اين برادران واديهايى داشتند كه تحت تملك ايشان بود ، و آنان را پادشاهان چهارگانه مىناميدند . قبلا به رسالت نزد پيامبر ( ص ) رفته و سپس مرتد شده بودند . خواهر آنان كه وى را عمرده مىخواندند . نيز به قتل رسيد و كشندهء او ، وى را مرد پنداشته بود . آنگاه زياد با اسيران و اموال روان شد و بر اشعث بن قيس و كسان وى بگذشت ، و زنان و كودكان شيون كرده گريه سر دادند . اشعث را گران آمد و با جمعى از قوم خود برون آمده راه بر زياد و همراهانش بگرفت و گروهى از مسلمانان كشته شدند ، لكن سپس آنان را منهزم ساختند . آنگاه بزرگان كنده گرد اشعث بن قيس جمع شدند و زياد چون اين بديد نامه‌يى به ابو بكر نوشت و از وى يارى خواست . ابو بكر به مهاجر بن ابى اميه مكتوبى نوشت و فرمان داد تا به
هامش
( 1 ) . در هر دو مورد منظور همان زياد بن لبيد بياضى است . ( 3 ) . عبارتى كه بين دو خط كوتاه قرار دارد ، در حكم جمله معترضه است و سلسله نسب معدى كرب كه قبل از اين جمله شروع شده بود ، پس از آن نيز ادامه دارد . متن عربى نيز به همين گونه است .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 146 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل