تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بساخت و عده‌يى از ايشان را به كشتار عده‌يى ديگر واداشت . سپس به مهاجر پيوست و اسيران و بنديان را بياورد . اشعث بن قيس و بزرگان كنده متعرض ايشان گشته ، نبرد شديدى با آنان در پيوستند . سپس كنديان در نجير حصار گرفتند و آن دو ، ايشان را در محاصره نگاه داشتند تا حالت محاصره آنان را خسته و درمانده كرد و اشعث به حكم مسلمانان تن در داد . گويند كه حضرموت به يارى كنده آمد و زياد و مهاجر بر ايشان تاخته پيروز شدند . خولانيان نيز مرتد شدند و ابو بكر يعلى بن منيه را سوى ايشان فرستاد و او با آنان نبرد كرد تا اينكه سر فرود آورده به دادن زكات رضايت دادند . آنگاه نامه ابو بكر به مهاجر رسيد و او را به صنعاء و توابع آن ولايت داد و قلمرو قبلى او را بر آنچه زياد در دست داشت ، بيفزود . پس يمن به سه تن يعنى مهاجر و زياد و يعلى رسيد و ابو سفيان بن حرب بر مناطق بين حد نهايى حجاز و آخر حدود نجران ولايت يافت . ابو نصر تمار از شريك و او از ابراهيم بن مهاجر و او از ابراهيم نخعى روايت كرد كه اشعث بن قيس كندى همراه جماعتى از مردم كنده مرتد شد و در محاصره افتاد و براى هفتاد تن از ايشان امان خواست و براى خويش امان نگرفت . پس وى را نزد ابو بكر آوردند و او گفت : من تو را خواهم كشت ، زيرا با خارج ساختن خود از جماعت امانى ندارى . گفت : اى خليفهء رسول الله ، بهتر است بر من ببخشايى و مرا زن دهى . ابو بكر چنان كرد و خواهر خويش را به وى به زنى داد . قاسم بن سلام ابو عبيد از عبد الله بن صالح منشى ليث بن سعد و او از علوان بن صالح و او از صالح بن كيسان و او از حميد بن عبد الرحمن و او از عبد الرحمن بن عوف و او از ابو بكر صديق روايت كرد كه گفت : سه كار را انجام ندادم ، حال آن كه دوست نمىداشتم چنين شود . مىخواستم