به طريفة بن حاجزه برادر معن بن حاجزه نامهيى نوشت و دستور داد با او به جنگ بپردازد . ابن حاجزه با وى نبرد كرد و اسيرش ساخت و او را نزد ابو بكر فرستاد . ابو بكر فرمان داد تا وى را در ناحيه مصلى بسوزانند . به قولى ، ابو بكر در باب كار فجاءه به معن نوشت و او برادر خود طريفه را بفرستاد كه وى را به اسارت گرفت .
سپس خالد به سوى آن گروه از بنو تميم كه در بطاح و بعوضه بودند ، شتافت و آنان با وى بجنگيدند و او جمعشان را بپراكند و مالك بن نويره برادر متمم بن نويره را به قتل رسانيد . مالك عامل پيامبر ( ص ) بر صدقات بنو حنظله بود و چون پيامبر ( ص ) رحلت كرد ، آنچه از كار عطايا بر عهده داشت ، رها كرد و گفت :
اى بنو حنظله ! اكنون امور اموالتان به خودتان مربوط است . به قولى ، خالد در بطاح و بعوضه با كسى برخورد نكرد بلكه دستههايى را سوى بنو تميم فرستاد . از جمله دستهيى به سركردگى ضرار بن ازور اسدى كه با مالك مقابله كرد و آن دو با يك ديگر بجنگيدند . ضرار مالك و همراهان او را اسير ساخته نزد خالد آورد كه به فرمان او گردنهاى آنان زده شد و ضرار خود قطع گردن مالك را مباشرت كرد .
گويند كه مالك به خالد گفت : به خدا سوگند كه من مرتد نشدم و ابو قتادهء انصارى شهادت داد كه بنو حنظله سلاح بر زمين نهاده اذان گفتند و عمر بن خطاب به ابو بكر رضى الله عنهما گفت : كسى را فرستادى كه مسلمانان را مىكشد و با آتش عذاب مىدهد « 1 » .
هامش
( 1 ) . « مالك بن نويره از ارداف ملوك و شجاعان روزگار و فصحاى شيرين گفتار و صحابهء سيد مختار و مخلصان صاحب ذو الفقار بوده . . . شيعه و سنى نقل كردهاند كه