تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
يافت و عمر ابو هريرهء دوسى را به جاى او والى كرد . به قولى ديگر عمر رضى الله عنه ، ابو هريره را قبل از مردن علاء ولايت داد و علاء به توج در سرزمين فارس آمد و در آنجا عزم اقامت كرد . گويد كه وى سپس به بحرين بازگشت و در آنجا بمرد و ابو هريره مىگفت : علاء را دفن كرديم و سپس لازم آمد تا خشتى را برگيريم و چون برداشتيم او را در گور نيافتيم . ابو مخنف گويد عمر بن خطاب رضى الله عنه نامه‌يى به علاء بن حضرمى عامل خود در بحرين نوشت و به وى دستور داد كه نزد او رود ، و عثمان بن ابى العاصى ثقفى را بر بحرين و عمان گمارد و چون علاء به مدينه آمد او را به جاى عتبة بن غزوان والى بصره كرد ، و او به آنجا نرسيده بود كه بمرد ، و آن در سال چهارده يا اول سال پانزده بود . سپس عمر قدامة بن مظعون جمحى را به گردآورى خراج بحرين ، و ابو هريره را بر نماز و احداث « 1 » آن ديار ولايت داد . آنگاه قدامه را به سبب شرابخوارى عزل كرد و حد بر او جارى ساخت و ابو هريره را بر نماز و احداث گمارد . آنگاه او را نيز عزل كرد و بخشى از مال او را بگرفت و عثمان بن عاصى را بر بحرين و عمان والى ساخت . عمرى از هيثم حكايت كرد كه قدامة بن مظعون بر گردآورى خراج و احداث و ابو هريره بر نماز و امر قضاء منصوب بودند ، پس او بر قدامه آن شهادت بداد و عمر وى را پس از قدامه والى بحرين ساخت و بعد عزلش كرد و بخشى از مالش را بستاند ، و باز به وى دستور بازگشت داد ، لكن او اباء كرد . پس عثمان بن
هامش
( 1 ) . احداث به معانى چندى به كار مىرفته است : گناهان و امور خلاف شرع ، شورشها و فتنه‌ها ، و جرائم به طور عام . دارندهء اين سمت را والى احداث يا صاحب احداث مىناميده‌اند .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 119 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل