تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
حيان اعرج و او از علاء بن حضرمى نقل كرد كه گفت : رسول الله ( ص ) مرا به بحرين - و يا شايد گفت هجر - فرستاد ، و من به آباديهايى مىرفتم كه از آن قوم واحدى بود و برخى از آنان اسلام آورده بودند ، پس از مسلمان عشر و از مشرك خراج مىستاندم . قاسم بن سلام از عثمان بن صالح و او از عبد الله بن لهيعه و او از ابو الاسود و او از عروة بن زبير روايت كرد كه رسول الله ( ص ) به اهل هجر نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم . از محمد پيامبر به اهل هجر . شما را صلح باشد . من همراه شما پروردگارى را كه جز او خدايى نيست سپاس مىگزارم . اما بعد ، شما را به خداوند و به جانهاى خودتان سفارش مىكنم كه پس از هدايت يافتن راه گمراهى نپوييد و بعد از نيل به رشد راه انحراف نپيماييد . اما بعد ، خبر كارهاى شما به من رسيد ، هر يك از شما نيكى كند گناه بدكاران بر وى نخواهد بود . چون امراى من نزد شما آيند از ايشان اطاعت كنيد و ياريشان دهيد و آنان را در امر خداوند و راه او اعانت كنيد . هر كه از شما عمل صالحى انجام دهد نزد خدا و پيش من گم نخواهد شد . اما بعد ، وفد « 1 » شما نزد من آمد ، و من به آنان چيزى را عرضه نداشتم مگر آنكه مايه مسرتشان شد ، حال آنكه اگر مىخواستم حق خود را از شما بستانم شما را از هجر اخراج مىكردم . لكن شفاعت از غايبان شما را پذيرفتم و بر حاضرانتان احسان كردم ، پس نعمت پروردگار را بر خود به ياد آوريد . حسين بن اسود از عبيد الله بن موسى و او از شيبان نحوى و او از
هامش
( 1 ) . وفد به معنى ايلچيان و هيأت اعزامى يك قبيله يا شهر يا كشور به منظور انجام مأموريت و ملاقات با شخصيتها و مذاكره و نظاير آن است و كم و بيش معادل مفهومdelegationاست .