قتاده حكايت كرد كه گفت : در ايام رسول الله ( ص ) در بحرين جنگى رخ نداد ، ولى برخى از ايشان مسلمان شدند و بعض ديگر با علاء مصالحه كردند ، بر اين قرار كه نيمى از حبوب و خرماى خود را بدهند . حسين از يحيى بن آدم و او از حسن بن صالح و او از اشعث و او از زهرى روايت كرد كه رسول الله ( ص ) از مجوسان هجر جزيه گرفت . حسين از يحيى بن آدم و از او قيس بن ربيع و او از قيس بن مسلم و او از حسن بن محمد حكايت كرد كه رسول الله ( ص ) به مجوسان هجر نامهيى فرستاد و آنان را به اسلام دعوت كرد و نوشت كه اگر اسلام آورند هر آنچه از ماست از ايشان ، و آنچه بر ماست بر آنان نيز خواهد بود ، و هر كه اباء كند بر او جزيه مقرر خواهد شد ، و ذبيحههاى ايشان قابل اكل و زنانشان قابل نكاح نخواهند بود .
حسين از يحيى بن آدم و او از ابن مبارك و او از يونس بن يزيد ايلى و او از زهرى و او از سعيد بن مسيب روايت كرد كه رسول الله ( ص ) از مجوسان هجر جزيه گرفت و عمر همان را از مجوسان فارس و عثمان از بربرها گرفت . حسين از يحيى و او از عبد الله بن ادريس و او از مالك بن انس و او از زهرى مشابه همين گفته را روايت كرد .
عمرو ناقد از عبد الله بن وهب و او از يحيى بن عبد الله بن سالم بن عبد الله بن او از موسى بن عقبه نقل كرد كه پيامبر ( ص ) به منذر بن ساوى نوشت :
از محمد پيامبر به منذر بن ساوى . تو را صلح باشد . پروردگار را كه جز او خدايى نيست با هم سپاس گزاريم . اما بعد نامهات به من رسيد و آنچه در آن بود استماع كردم . هر كه نماز ما گزارد و قبلهء ما قبلهء خود سازد و ذبيحهء ما خورد مسلمان است و هر كه از آن اباء كند بر او جزيه قرار خواهد گرفت . عباس بن هشام كلبى از
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص١١٧