رسول الله ( ص ) به ابو زيد گفت از مسلمانان صدقه و از مجوسان جزيه بستان . ابو الحسن مدائنى از مبارك بن فضاله حكايت كرد كه گفت : عمر بن عبد العزيز به عدى بن ارطاة فرازى عامل خود در بصره نوشت :
اما بعد ، من به عمرو بن عبد الله نوشته بودم كه آنچه بابت عشر خرما و حبوب در عمان گرفته شود بين فقراى آن ديار و باديهنشينانى كه به آنجا مىآيند و كسانى كه نيازمندى و مسكنت و در راه ماندگى ايشان را به آنجا كشانيده تقسيم شود . به من نوشت كه قبلا از كارگزار تو در باب آن گندم و خرما سؤال كرده و او گفته است كه آن را فروخته و بهايش را نزد تو آورده است .
پس آنچه بابت بهاى خرما و گندم ، عامل تو در عمان برايت آورده به عمرو عودت ده تا در مواردى كه به وى دستور دادهام اختصاص دهد و مصرف كند . ان شاء الله ، و السلام .
بحرين
گفتهاند كه ارض بحرين جزء مملكت ايران بوده است و در باديههاى آن مردم بسيارى از اعراب عبد قيس و بكر بن وائل و تميم مقيم بودهاند . در عهد رسول الله ( ص ) ، منذر بن ساوى از طايفهء بنو عبد الله بن زيد بن عبد الله بن دارم بن مالك بن حنظله از سوى پارسيان بر اعراب آن ديار فرمانروايى داشت . عبد الله بن زيد همان اسبذى است كه به قريه اسبذ در هجر منسوب است . گويند كه وى از جماعت اسبذيان است و ايشان قومى بودهاند كه در بحرين اسب مىپرستيدهاند .
چون سال هشتم فرا رسيد ، رسول الله ( ص ) علاء بن عبد الله بن