تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
حنيفه است . ابو يوسف گويد اگر عسل در زمين خراج باشد چيزى به آن تعلق نخواهد گرفت و اگر در زمين عشر باشد زكات هر ده رطل يك رطل خواهد بود . محمد بن حسن گويد بر كمتر از پنج كندو صدقه نخواهد بود ، و اين قول ابن ابى ذئب است . خالد بن عبد الله طحان از ابن ابى ليلى روايت كرد كه گفت اگر زمين مشمول خراج يا عشر باشد بر هر ده رطل يك رطل تعلق مىگيرد ، و اين قول حسن بن صالح بن حى است . ابو عبيد از محمد بن كثير و او از اوزاعى و او از زهرى نقل كرد كه گفت : يك كندو از هر ده كندو . حسين بن على اسود از يحيى بن آدم و او از عبد الرحمن بن حميد رقاشى و او از جعفر بن نجيح مدينى و او از بشر بن عاصم و او از عثمان بن عبد الله بن اوس روايت كرد كه سفيان بن عبد الله ثقفى عامل عمر بن خطاب رضى الله عنه در طائف نامه‌يى به وى نوشت و يادآور شد كه در ناحيه وى باغهايى است كه در آنها انگور و نيز شفتالو و انار روييده كه حاصل آنها چند برابر انگور است ، و از او اذن خواست كه عشر گيرد . گويد كه عمر به وى نوشت بر آنها عشر تعلق نمىگيرد . يحيى بن آدم گويد : اين قول سفيان بن سعيد است كه شنيدم مىگفت ، بر محصولات زمين صدقه قرار نمىگيرد جز چهار چيز : گندم ، جو ، خرما ، و كشمش ، در صورتى كه ميزان هر يك از آنها به پنج وسق رسد . و هم او گفت كه ابو حنيفه گويد آنچه از زمين عشر برآيد مشمول عشر خواهد بود هر چند يك دسته سبزى باشد و اين قول زفر است . مالك و ابن ابى ذئب و يعقوب گويند كه بر
هامش
و شام گسترده بودند . اين جماعت ديانت مسيحى داشتند و به بنو اميه در جنگهايشان كمك مىكردند . شاعران نامدارى نيز از ايشان برخاسته‌اند .