تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
خوارى نكنند و خمر ننوشند . آنان اهل رباخوارى بودند . پيامبر عهدنامه‌يى براى ايشان بنوشت . گويد : طائف در اصل وج خوانده مىشد و چون قلعه و بارو براى آن ساختند طائف ناميده شد . مدائنى از ابو اسماعيل طائفى و او از پدرش و او از شيوخ اهل طائف روايت كرد كه در ولايت طائف جماعتى از يهود اقامت داشتند . اين گروه از يمن و يثرب رانده شده و در آنجا تجارت مىكردند . پس بر ايشان جزيه معين شد و معاويه اموال خود را در طائف از برخى از ايشان خريدارى كرد . گويند كه عباس بن عبد المطلب رحمه الله زمينى در طائف داشت و از آنجا كشمش حمل شده در سقايه نبيذ براى حجاج آماده مىشد . مردم قريش در طائف اموالى داشتند و براى سامان دادن آن مىآمدند . زمانى كه مكه فتح شد و اهل آن به اسلام گرويدند ، ثقيفيان در اين اموال طمع كردند تا اينكه طائف فتح شد و به دست مكيان افتاد و ارض طائف به صورت بخشى از بخشهاى مكه درآمد . گويند كه در روز جنگ طائف چشم ابو سفيان بن حرب آسيب ديد . وليد بن صالح از واقدى و او از محمد بن عبد الله و او از زهرى و او از ابن مسيب و او از عتاب بن اسيد روايت كرد كه رسول الله ( ص ) بفرمود تا حاصل انگور ثقيفيان برآورد شود ، به همان نحو كه محصول خرما ارزيابى مىشود ، و زكات آن به صورت كشمش گرفته شود ، همان گونه كه از نخل زكات گرفته مىشود . واقدى گويد كه به گفتهء ابو حنيفه برآورد انجام نمىگيرد بلكه وقتى چيده مىشود و روى زمين قرار مىگيرد ، از كم يا زياد آن صدقه گرفته مىشود . يعقوب گويد كه چون بر زمين نهاده شود و مقدار آن به پنج وسق رسد بر آن زكات عشر يا نيم عشر تعلق مىگيرد . سفيان بن سعيد ثورى نيز بر همين قول است . وسق شصت صاع باشد . مالك بن انس و ابن ابى ذئب گويند سنت بر اين