است كه زكات از انگور بر اساس ارزيابى گرفته شود به همان نحو كه در مورد خرماى نخل عمل مىشود .
شيبان بن ابى شيبه از حماد بن سلمه و او از يحيى بن سعيد و او از عمرو بن شعيب روايت كرد كه عامل عمر بن خطاب رضى الله عنه در طائف به وى نوشت كه دارندگان عسل آنچه را به رسول الله ( ص ) مىدادند به ما نمىدهند . آن مقدار يك جلد از هر ده جلد بود . عمر به وى نوشت اگر اين كار كردند واديهاى ايشان را حراست كن و گر نه ، خير . عمرو بن محمد ناقد از اسماعيل بن ابراهيم و او از عبد الرحمن بن اسحاق و او از پدرش و او از جدش و او از عمر روايت كرد كه وى بر عسل عشر قرار داد .
داود بن عبد الحميد قاضى رقه از مروان بن شجاع و او از خصيف و او از عمر بن عبد العزيز روايت كرد كه وى به عاملان خود در مكه و طائف نوشت : به خلايا صدقه تعلق مىگيرد ، آن را بستانيد .
گويد كه خلايا همان كندوهاى عسل است . واقدى به روايت از ابن عمر گويد كه بر كندوها صدقه قرار نمىگيرد . مالك و ثورى گويند كه در عسل زكات نيست ، هر چند كه بسيار باشد ، و اين قول شافعى است . ابو حنيفه گويد اگر سرزمينى مشمول عشر باشد بر عسل نيز اعم از كم و زياد عشر تعلق مىگيرد و اگر سرزمين مشمول خراج باشد بر عسل چيزى تعلق نمىگيرد ، زيرا زكات و خراج بر شخص واحد قرار نمىگيرد . واقدى از قاسم بن معن و يعقوب و او از ابو حنيفه روايت كرده است كه اگر عسل در زمين فرد ذمى بوده و آن زمين مشمول عشر باشد بر عسل عشر نخواهد بود و آن زمين مشمول خراج است ، و اگر عسل در زمين فرد تغلبى « 1 » باشد مشمول خمس خواهد بود . زفر نيز بر همين قول ابو
هامش
( 1 ) . بنو تغلب از بزرگترين قبايل عرب به شمار مىرفتند و از نجد و حجاز تا بين النهرين