زمان رئيس ايشان بود ، اين بديد به طائف گريخت و اهل آن را بديد كه آمادهء حصار گرفتناند و قلعهء خود را مرمت كرده ، در آن آذوقه گردآوردهاند . پس در آن اقامت گزيد و رسول الله ( ص ) با مسلمانان روانه شد تا به طائف رسيد . طايفهء ثقيف ايشان را به سنگ و تير بزدند و رسول الله ( ص ) منجنيقى سوى قلعهء ايشان نصب كرد . مسلمانان دبابهيى « 1 » از پوست گاو با خود داشتند .
ثقيفيان پارههاى آهن گداخته سوى آن پرتاب كرده به آتشش كشيدند و مسلمانانى كه زير آن بودند تلف شدند .
محاصرهء طائف از سوى رسول الله ( ص ) پانزده شبانه به طول انجاميد و اين جنگ در شوال سنهء هشت رخ داد . گويند برخى از بردگان مردم طائف نزد رسول الله ( ص ) آمدند ، از آن جملهاند ابو بكرة بن مسروح آزاد كردهء رسول الله ( ص ) كه نامش نقيع بود . و نيز ازرق كه ازارقه به وى منسوباند ، و او بردهيى رومى و آهنگر ، و نامش ابو نافع بن ازرق خارجى بود . اين غلامان به محض ورود آزاد شدند . به قولى نافع بن ازرق خارجى از بنو حنيفه بود و آن ازرقى كه از طائف آمد شخص ديگرى بوده است .
آنگاه رسول الله ( ص ) به جعرانه رفت تا اسراى حنين و غنائم ايشان را قسمت كند و طايفهء ثقيف بيم آن داشتند كه باز سوى ايشان آيد ، پس هيأتى را نزد وى فرستاده با او صلح كردند بر اين پايه كه اسلام آورند و اموال و دفينههايى كه در تصرف دارند براى ايشان باقى باشد . و بر ايشان شرط كرد كه ربا
هامش
( 1 ) . دبابه در لغت عرب معاصر به تانك و زرهپوش اطلاق مىشود ، لكن در گذشته وسيلهيى بوده است كه در جنگ قلعهيى به كار مىرفته است . آن را پاى قلعه قرار مىدادند و افرادى كه درون آن قرار داشتند حصار را سوراخ مىكردند .