مخزومى شاعر بود - و به وى دستور داد كه خاكريزهايى براى خانههاى كنار وادى و خاكريزهايى براى مسجد به وجود آورد ، و نيز فرمان داد تا در دهانهء كوچهها آب بند سازند تا خانههاى مردم در پناه باشد . براى انجام اين كار مردى نصرانى را فرستاد ، و او خاكريزها پديد آورد و بندى بساخت كه به آب بند بنو قراد - يا بنو جمح - معروف است . و نيز بندهايى در قسمت پايين مكه بساخت . شاعر گويد :
گاه سرشك خويش فرو مىخورم و گاه گريه سر مىدهم آنگه كه از خاكريز بنو قراد مىگذرم ديگر سيلى است كه مخبل ناميده شد . در ايامى كه اين سيل رخ داد ، مردمان به بيماريهايى در تن خود و فلجى در زبانهاى خويش دچار آمدند و از اين روى آن سيل را مخبل « 1 » ناميدند . و ديگر سيلى بود كه پس از آن در خلافت هشام بن عبد الملك به سال صد و بيست رخ داد و به سيل ابو شاكر معروف است . ابو شاكر مسلمة بن هشام بوده است كه بر موسم حج آن سال رياست داشت و سيل به نام او معروف شد . گويد كه سيل وادى مكه از موضعى جريان مىيابد كه به سدرهء عتاب بن اسيد بن ابى العيص معروف است .
عباس بن هشام گويد كه در خلافت مأمون ، عبد الله بن رشيد رحمه الله سيل عظيمى جريان يافت و آب آن به حجر الاسود نزديك شد . عباس مرا گفت كه پدرم از پدر خود محمد بن سائب كلبى و او از ابو صالح و او از عكرمه روايت كرد كه برخى از سنگ
هامش
( 1 ) . خبل به معنى فلج و فساد عضو است .