تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
اى ابو مطر به صلاح قدم گذار كه در آن مصاحبان قريشى تو را به حد كفايت باشند در شهرى مقام خواهى گزيد كه عزتى دير پاى دارد و از دسترسى سردار سپاهى بر خود ايمن خواهى بود عباس بن هشام كلبى حكايت كرد كه يكى از كنديان به پدرم نامه‌يى نوشت و از وى دربارهء زندان ابن سباع در مدينه پرسش كرد كه نسبت به كه دارد ، و نيز داستان دار الندوه و دار العجله و دار القوارير در مكه را سؤال كرد . پس او به وى نوشت : اما زندان ابن سباع ، خانهء عبد الله بن سباع بن عبد العزى بن نضلة بن عمرو بن غبشان خزاعى بود ، و سباع را كنيه ابو نيار بود . مادر وى در مكه قابله بود و روز جنگ احد حمزة بن عبد المطلب به وى گفت : پيش بيا ، اى پسر زن برندهء بظور « 1 » ، و آنگاه وى را بكشت و به او حمله كرد تا جوشن وى برگيرد ، پس وحشى و مادر طريح بن اسماعيل ثقفى شاعر ، دختر عبد الله بن سباع كه حليف بنو زهره بود ، وى را مورد طعن نيزه ساختند . اما دار الندوه را قصى بن كلاب بنا كرد كه مردم در آن اجتماع مىكردند و امور خود را فيصله مىدادند . سپس طايفهء قريش در آنجا گرد آمده دربارهء نبردها و امور خويش به سگالش مىنشستند
هامش
حليفان حرب بن اميه بودند . پس از آن حضرمى - يعنى ابو مطر - خواست تا خارج از حرم مكه منزل گزيند و دعوت او به دخول در مكه ( صلاح ) از همين روى بوده است . ( 1 ) . بظور جمع بظر و آن به معنى زائدهء بين لبهاى فرج زنان است .