تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
و در ذو طوى واقع است . چاه وردان به وردان آزاد كردهء سائب بن ابى وداعة بن ضبيرهء سهمى منسوب است ، و سقايه سراج در فخ از آن سراج مولاى بنو هاشم بوده است . چاه اسود به اسود بن سفيان بن عبد الاسد بن هلال بن عبد الله بن عمر بن مخزوم منسوب است ، و در نزديكى چاهى است كه خالصهء كنيز آزاد شدهء مهدى به شمار مىرود . چاه برود در فخ از آن مخترش كعبى از طايفهء خزاعه بوده است . ابن كلبى گويد : صاحب دار ابن علقمه در مكه طارق بن علقمة بن عريج بن جذيمهء كنانى بوده است . ابو عبيده معمر بن مثنى و عبد الملك بن قريب اصمعى و ديگران گفته‌اند كه بستان ابن عامر از آن عمر بن عبد الله بن معمر بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة ابن كعب بن لؤى بوده است . لكن مردم به غلط آن را بستان ابن عامر و بستان بنو عامر ناميده‌اند ، حال آنكه اين بستان ، بستان ابن معمر است . جمعى آن را به ابن عامر حضرمى و ديگران به ابن عامر بن كريز نسبت داده‌اند ، لكن دانسته است كه اين حدس و گمان و خيال‌پردازى است . مصعب ابن عبد الله زبيرى مرا گفت كه در عهد جاهليت مكه را صلاح مىناميدند و ابو سفيان بن حرب حضرمى گويد « 1 » .
هامش
( 1 ) . عبارت متن چنين است : « قال ابو سفيان بن حرب الحضرمى » . گمان مىرود در استنساخ اين عبارت از متون قديمتر لا اقل يك اشتباه رخ داده باشد ، بدين معنى كه به جاى الحضرمى « للحضرمى » بوده است . در آن صورت معنى جمله چنين خواهد بود : « ابو سفيان حرب به حضر مىگفت » . آنچه اين تصور را موجب مىشود ، دو نكته است . نخست اينكه ابو سفيان و پدرش حرب ، حضرمى ( اهل حضرموت ) نبوده‌اند . مطلب دوم روايت ياقوت رومى است كه مىگويد حضرمى همان ابو مطر است كه در شعر متن از وى ياد شده است . او با بنو نفاثه حليف شده بود و بنو نفاثه خود از