تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 69

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦٩
مأمون خليفه گفتى : عجب دارم از گزى در گزى كه عقلاى عالم از روزگارى دراز تدبير آن مىكنند و بر نهايت آن واقف نشده‌اند . و سعيد جبير گويد : ننهاده‌اند شطرنج را الّا براى كارى بزرگ » . « 1 » (
a
65 / مدح شطرنج ) . در باب مدح مسافر نيز ثعالبى مىگويد : « من فضل السفر أنّ صاحبه يرى من عجائب الأمصار و بدائع الأقطار و محاسن الآثار ما يزيده علما بقدرة اللّه و حكمته و يدعوه إلى شكر نعمته » . « 2 » و ساوى اين عبارت را چنين ترجمه كرده است : « و از فوايد سفر يكى آن است كه مسافر ، عجايب شهرها و بدايع اقطار جهان مطالعت كند ؛ و او را از آن به قدرت صانع ، علم زيادت گردد و او را داعى شود به شكر نعمت خداى تعالى » . « 3 » (
b
72 / مدح مسافر ) . قلم مترجم نيز در ترجمهء تعداد زيادى از اشعار بسيار روان است و از هرگونه ابهام و پيچيدگى بر كنار مانده است ، تا جايى كه خواننده احساس مىكند كه اين نثر روان ترجمهء ابياتى از شعر نيست بلكه از خامهء سيّال يك نويسندهء توانا تراوش كرده است . وى در ترجمهء دو بيت بستى :
لئن تنقّلت من دار إلى دار * و صرت بعد ثواء رهن أسفار فالحرّ حرّ عزيز النفس حيث ثوى * و الشمس فى كلّ برج ذات أنوار « 4 »
مىگويد : « اگر از خانه‌اى به خانه‌اى نقل كردم ، و بعد از مقيمى گرو سفرها شدم ، آزادمرد ، عزيز نفس باشد به هرجا كه مقيم شود ، و آفتاب بر هر برجى كه باشد خداوند روشناييها باشد » . « 5 » (
a
74 / در مدح غربت ) .

معرّفى نسخهء اساس

همان‌طور كه پيشتر اشاره شد ، از ترجمهء فارسى تحسين و تقبيح تنها يك نسخهء منحصر
هامش
( 1 ) . كتاب حاضر ، ص 180 . ( 2 ) . يواقيت المواقيت فى مدح الشىء و ذمّه ، صa84 / 17 و اللّطائف و الظرائف ، ص 183 . ( 3 ) . كتاب حاضر ، صص 199 - 200 . ( 4 ) . يواقيت المواقيت ، صb85 / 3 . ( 5 ) . كتاب حاضر ، ص 203 .