اشعار عربى سبب شده كه معيارها و ساختار زبان عرب جانشين مبانى نثر زبان فارسى گردد ، و در نتيجه به زيبايى و رسايى برخى از اجزاى متن خدشه وارد شود . به عنوان نمونه در ترجمهء بيت زير ، تبعيّت مترجم از ترتيب كلمات بيت مذكور دست وى را باز نگذاشته و براى وى محدوديّت ايجاد كرده :
ليس شىء أجلّ عنّى من نف * سى فلم أبتغى سواها أنيسا ؟
نيست چيزى بزرگتر نزديك من از نفس من ، پس چرا جويم جز از نفس همنشينى ؟
(
a
39 / مدح تنهايى ) .
يا در ترجمهء دو بيت زير :
ليس للحاجات إلّا * من له وجه وقاح
و لسان ذو فضول * و غدوّ و رواح
مىنويسد : « براى حاجات ، كسى باشد كه او را رويى سخت باشد و زبانى فضول و بامداد كردن و شبانگاه كردن در انجاح مطلوب » . (
a
43 / مدح شرم ) .
از معنى دو بيت بالا مىتوان تأثير شيوهء ترجمه تحت اللفظى را بهطور آشكار ملاحظه كرد ؛ بويژه در ترجمهء « و غدوّ و رواح » كه به صورت : « و بامداد كردن و شبانگاه كردن » آمده است .
البتّه در مواردى بسيار اندك مترجم ترجمهء تحت اللفظى را رعايت نمىكند و به خود حقّ تصرّف مىدهد ، به عنوان مثال در ترجمهء عبارت « خلقنا رجالا للتجلد و الأسى » .
مىگويد : آفريدهاند ما را مردانى براى جلادت و صبر بر مصايب و اندوه . (
a
77 / در ذمّ گريستن ) .
با اينكه مترجم برخى از ابواب اين كتاب را به صورت تحت اللفظى ترجمه كرده ، در ترجمهء خود بسيار دقيق و موفق است ؛ تا جايى كه توانسته مفاهيم دقيق متن عربى را به بهترين وجه گزارش كند ، و فصاحت و بلاغت عبارات عربى را در عبارات فارسى همچنان حفظ نمايد . براى روشن كردن اين نكته مىتوان به چند نمونه اشاره كرد :
- در باب مدح خاموشى ثعالبى مىگويد : « و كان يقال : الصمت ينفع الناس و الطير ؛ لأنّ