آمده ، درحالىكه شيوهء ابواب كتاب برمبناى مدح و ذمّ اشيا است . همچنين باب مدح استر در كتابهايى مانند اللطائف و الظرائف و يواقيت المواقيت - كه متن عربى تحسين و تقبيح را در بردارند - نيامده است .
ناگفته نماند كه تعيين تاريخ تقريبى اين نسخه ، منوط به شناخت قطعى آن وزيرى است كه اين نسخه به وى اهدا شده ، امّا متأسفانه به سختى مىتوان اسم اين وزير را از ميان لقبهاى گزافى كه مترجم نثار وى كرده ، جدا كرد . وى در نعت وزير چنين مىگويد :
« مغيث الملّة و الدولة و الدين . . . نظام الملك ، ملك ملوك الأمراء و الأكابر و الوزراء الأعظم جلال الدولة ، أدام اللّه ظلال جلاله » . « 1 »
اگر ما اسم آن وزير را نظام الملك بدانيم بايد وى نظام الملك خوافى باشد كه در سال 875 ق وزارت سلطان حسين بايقرا را در شهر هرات به عهده داشته « 2 » و سيف الدين عقيلى ، آثار الوزراء را به او اهدا كرده است . ولى اگر لقب جلال الدولة را اساس قرار بدهيم ، بايد وى را همان وزير نامدار خليفه مسترشد عبّاسى بدانيم كه در سدهء ششم هجرى مىزيسته است . بعيد به نظر مىرسد كه ساوى كتاب را به وزيرى اهدا كرده باشد كه او از دانستن زبان فارسى بىبهره بوده است . نگارنده ، احتمال نخست را ترجيح مىدهد ؛ به دليل اينكه سبك و شيوهء نگارش اين نسخه بيشتر با ويژگيهاى سدههاى هشت و نه هجرى قابل مقايسه است . « 3 » فهرستهاى نسخ خطّى نيز در اين زمينه كمك چندانى به ما نمىكند . و مرحوم دانشپژوه در فهرست نسخ خطّى خود به يادداشت مرحوم مينوى اكتفا و تأييد مىكند كه اين نسخه به خطّ مترجم و منحصربهفرد است . بنابراين ، مىتوان گفت ما فهرستى از فهرستهاى نسخ خطّى سراغ نداريم كه به نسخهء ديگرى از اين كتاب اشاره كرده باشد و بدين ترتيب نسخهء فاتح هنوز نسخهء يگانه و منحصربهفرد تلقّى مىشود .
هامش
( 1 ) . كتاب حاضر ، ص 6 .
( 2 ) . آثار الوزراء ( عقيلى ) ، ص 350 .
( 3 ) . سبك و شيوهء نگارش مقدّمهء كتاب تحسين و تقبيح با شيوهء نگارش كتاب آثار الوزراء عقيلى شباهتهاى زيادى دارد .