- و ثعالبى گويد : « . . . لا ضيعة على من له ضيعة . » مترجم اين عبارت را چنين معنى مىكند : « هيچ ضايع شدن مال نيست كسى را كه او را ضيعتى باشد » . (
b
26 / مدح ضياع و عمل آن ) .
سپس به توضيح معنى و مفهوم كلمه « ضيعة » مىپردازد و مىگويد : « و ضيعت در عربيّت زمين و درخت و سبزى باشد » . ( 26 / مدح ضياع و عمل آن ) .
- در معنى اين عربى :
عيب الأناة و إن كانت مباركة * أن لا خلود و أن ليس الفتى حجرا
چنين مىگويد : « عيب آهستگى كردن و اگرچه مبارك است ، آن است كه مرد جاويد نماند و سنگ نيست » .
و مترجم پس از ترجمهء تحت اللفظى بيت فوق به تشريح و توضيح فحواى آن مىپردازد و مىافزايد . « مرد سنگ نيست كه چندان بماند كه مطلوب او به آهستگى ميسّر شود ، بلكه امكان دارد كه وعدهء حيات منقطع شود و جسم متلاشى گردد پيش از تيسير عسير » . (
a
38 / ذمّ آهستگى ) .
- مترجم در ضمن ترجمهء بيت :
كن لقعر البيت جلسا * و ارض بالوحدة أنسا
به معنى كردن كلمهء « جلس » كه يكى از كلمات بيت ياد شده است مىپردازد و چنين مىگويد : « گويند : فلان جليس البيت ، يعنى ملازم خانه است ، تشبيه به جلس عرب كه پلاس است كه در خانه بيندازند كه آنجا دايم بود . » (
b
38 / مدح تنهايى ) .
در ترجمهء اين بيت :
إنّ النساء كأشجار نبتن لنا * منهنّ المرار و بعض المرّ مأكول
مىگويد : « از جملهء ايشان زنى است كه به مرار ماند ، و آن گياهى است تلخ » (
b
49 / ذمّ زنان ) .
- استظهر على الدّهر بخفّة الظهر ؛ نيرومند باش بر روزگار به سبكى پشت ؛ يعنى كمى عيال . (
a
52 / در ذمّ عيال ) .