- در ترجمهء اين دو بيت ابن رومى :
و اللّه ما أدرى لأيّة علّة * فى الراح يدعوها الفتى بالرّاح
أ لريحها أم روحها تحت الحشا * أم لارتياح نديمها المرتاح ؟
مىگويد : به خدا ندانم كه براى چه علّت ، شراب را راح مىخوانند ، براى بوى خوش او « يا راحت او دل را يا شادى نديم شادان ؟ يعنى اين همه معانى در وى موجود است » .
(
a
59 / مدح شراب ) .
- در ترجمهء دو بيت زير كه ابن علان نهروانى در هجو زجّاج نحوى سروده است :
لك ودّ قد جبرناه فاعيتنا صدوعه * فإذا ودّك ما كنت بالأمس تبيعه
چنين مىگويد : ترا دوستى است كه شكستهء آن را بازمىبنديم ، و شكستگيهاى او ما را عاجز كرده است كه بازنمىتوان بست ، از بسيارى و دشخوارى . پس دوستى تو آن چيز است كه ديروز مىفروختى ؛ يعنى آبگينه » . (
b
63 / ذمّ آبگينه ) .
- و در ترجمهء اين دو بيت كه در ترجيح نرگس بر گل سروده شدند :
هذى النجوم و هى التى ربّتهما * بحيا السّحاب كما يربّى الوالد
فانظر إلى الأخوين من أدناهما * شبها بوالده فذاك الماجد
مىگويد : « اين ستارگان آسمان ايشانند كه گل را و نرگس را پروردهاند به باران ابر ، چنانك پدر فرزند را پرورد . پس بنگر به دو برادر ؛ يعنى نرگس و گل ، هركدام از اين دو كه به پدر مانندترند ، آن بزرگقدرتر است ؛ يعنى برگهاى نرگس و شكوفههاى او به ستارگان مىماند » . (
b
66 / مدح نرگس ) .
- مترجم گاهى به توضيح يك مشكل دستورى به زبان عربى مىپردازد . به عنوان مثال در ترجمهء بيت زير :
و من يغترب عن قومه لم يزل يرى * مصارع مظلوم مجرّا و مسحبا
مىگويد : « هركه دور شود از قوم خويش ، هميشه خود را در جاى مظلومان بيند و او را از غايت اذلال بر زمين كشند ؛ و التقدير فيه : يجرّ جرّا و يسحب سحبا ، فهو نصب على المصدر » .
(
b
74 / ذمّ غربت ) .