7 . حذف شناسهء فعلى « اند » :
- قومى آن را مباح داشتهاند و قومى حرام داشته . (
b
62 / مدح سماع ) .
ابدال
ابدالهايى نيز در اين كتاب صورت مىگيرد كه به مهمترين اين ابدالها اشاره مىرود :
1 . ابدال حرف « و » به « ب » ؛ مانند :
- نمىدانى كه روزگار بيران كند آنچ بنا كرده باشد . (
a
8 / ذمّ روزگار ) .
- و بناها بيران شوند و در آن صاعقها باشد . (
a
9 / مدح سلطان ) .
- و او را بيرانكنندهء خوشيها خواند . (
a
86 / ذمّ مرگ ) .
- درازى و كوتاهى عمر با پسافتادهاى را مقدّم نكند و در پيش داشتهاى را مؤخّر نكند . ( 80 / مدح جوانى ) .
2 . ابدال حرف « ب » به « و » ؛ مانند :
- گفت : يا الهى ! خانهء من كجا باشد ؟ فرمود : گرماوه . (
b
25 / در ذمّ تجارت ) .
- گرماوهء ما چون پيرزنى است ، آيندهء در آن بدبخت است . (
b
29 / ذمّ حمّام ) .
- بر سر آن نانى تنك تركيب كرده باشند و بر زور نان ، زردهء خايه . (
b
67 / ذمّ نرگس ) .
- گفت : آن سرخى كه بر زور رخ او آيد از شرم . (
b
42 / مدح شرم ) .
- چون زندانوان ، روزى پيش ما آيد به حاجتى . . . (
b
90 / ذمّ حبس ) .
- معلّم هرجا كه باشد معلّم باشد و اگرچه زور آسمان بنايى سازد . (
a
91 / ذمّ تعليم ) .
تخفيف و ادغام حروف متشابه
نويسنده گاهى برخى از حروف را حذف مىكند و برخى ديگر از حروف متشابه را ادغام مىكند ؛ مانند :
- وگر من آنچه مىدانم ندانستمى ، شاد كردى مرا نادانستن آن . (
a
18 / ذمّ علم ) . الف « اگر » را جهت تخفيف حذف كرده است .