تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 56

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٦
- مرا دو وزيرند از اهل آسمان و دو وزير از اهل زمين . (
a
12 / مدح وزارت ) . - و مادام كه هشيار است ، غمگين است و شادى از او نفور . (
a
15 / ذمّ عقل ) . - ما پسران دنياايم و زنان دختران دنيا . (
b
48 / مدح زنان ) .

2 . حذف فعل :

- و بر آنجا ميوه‌ها خوش طعم باشند و ددان شكننده . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - پس بر زور آن رفتن دشخوار باشد و در آن مقام ساختن دشخوارتر . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) . - خداى تعالى ملايكه را امرد آفريده است و اهل بهشت را همچنين . (
a
55 / مدح غلام ) . - چگونه اميد عقل و بردبارى دارند نزد آن كسى كه شبانگاه پيش ماده‌اى رود جهت تعليم و بامداد پيش طفلى ؟ (
b
90 / ذمّ تعليم ) .

3 . حذف مفعول بىواسطه با « را » :

- بر تو باد كه كتب را يادگيرى و جمع كتب نكنى كه كتابها آفتهاست كه او را از هم جدا كند ، آب آن را غرقه كند و آتش بسوزاند و موش به درد و دزد بدزدد . (
b
24 / ذمّ كتابها ) . - اگر پيدا مىكنم درويشى را مرا رسوا مىكند ، و اگر پيدا نمىكنم مىكشد . (
a
32 / ذمّ درويشى ) .

4 . حذف يك كلمه به قرينهء قبلى :

- و فرمود : رزق ده قسم است ، نه در تجارت و يكى در گوسفند . (
a
25 / در مدح تجارت و بازار ) .

5 . حذف برخى اجزاى جمله :

- سپيدى چشم او سخت سپيد باشد و سياهه سخت سياه . (
b
55 / ذمّ غلام ) .

6 . حذف ضمير :

- چون امرد مختطّ شود ، روشنايى رخ او تاريكى شود و زمرد خطّ شبه شود . (
b
56 / ذمّ خطّ و عذار ) .