- مرا دو وزيرند از اهل آسمان و دو وزير از اهل زمين . (
a
12 / مدح وزارت ) .
- و مادام كه هشيار است ، غمگين است و شادى از او نفور . (
a
15 / ذمّ عقل ) .
- ما پسران دنياايم و زنان دختران دنيا . (
b
48 / مدح زنان ) .
2 . حذف فعل :
- و بر آنجا ميوهها خوش طعم باشند و ددان شكننده . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) .
- پس بر زور آن رفتن دشخوار باشد و در آن مقام ساختن دشخوارتر . (
a
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) .
- خداى تعالى ملايكه را امرد آفريده است و اهل بهشت را همچنين . (
a
55 / مدح غلام ) .
- چگونه اميد عقل و بردبارى دارند نزد آن كسى كه شبانگاه پيش مادهاى رود جهت تعليم و بامداد پيش طفلى ؟ (
b
90 / ذمّ تعليم ) .
3 . حذف مفعول بىواسطه با « را » :
- بر تو باد كه كتب را يادگيرى و جمع كتب نكنى كه كتابها آفتهاست كه او را از هم جدا كند ، آب آن را غرقه كند و آتش بسوزاند و موش به درد و دزد بدزدد . (
b
24 / ذمّ كتابها ) .
- اگر پيدا مىكنم درويشى را مرا رسوا مىكند ، و اگر پيدا نمىكنم مىكشد . (
a
32 / ذمّ درويشى ) .
4 . حذف يك كلمه به قرينهء قبلى :
- و فرمود : رزق ده قسم است ، نه در تجارت و يكى در گوسفند . (
a
25 / در مدح تجارت و بازار ) .
5 . حذف برخى اجزاى جمله :
- سپيدى چشم او سخت سپيد باشد و سياهه سخت سياه . (
b
55 / ذمّ غلام ) .
6 . حذف ضمير :
- چون امرد مختطّ شود ، روشنايى رخ او تاريكى شود و زمرد خطّ شبه شود .
(
b
56 / ذمّ خطّ و عذار ) .