- يحيى بن خالد برمكى ، عبد الملك ابن صالح قرشى را گفت در سخنى كه ميان ايشان مىرفت : تو كينورى . (
a
42 / مدح كينه ) . « ه » كينهورى را حذف كرده است .
- مردم حريصند بر بهم رسيدن و يكديگرا ديدن . (
a
39 / مدح تنهايى ) در اصل و يكديگر را ديدن بود و كاتب دو « ر » را ادغام نموده است .
- و بناها بيران شوند و در آن صاعقها باشد . (
a
9 / مدح سلطان ) « ه » صاعقه با « ه » جمع ادغام شده است .
- . . . . زيرا كه به آن احتياج مىافتد در همه دينها و در همه پيشها و مكسبها و مذهبها .
(
b
90 / مدح تعليم ) ؛ « ه » بيان كسره در كلمهء « پيشه » با « ه » جمع ادغام گرديده است .
كلماتى كه در كتابت با افزودن حرفى نوشته شده است
1 . نوشتن كلمهء « آشكارا » به جاى كلمهء « آشكار » ؛ مانند :
- آن را بينيم باز كردهء معاصى و گناهان ما و آشكاراكنندهء آنچه نهان در دلها نهان مىداشتيم . (
a
19 / ذمّ قلم و كتابت ) .
2 . نوشتن كلمهء « گوييا » به جاى كلمهء « گويى » ؛ مانند :
- و چهار سخن است كه از چهار پادشاه صادر شده است ، گوييا از يك كمان انداختهاند . (
b
34 / مدح خاموشى ) .
- گوييا رخ است در رقعه . (
a
66 / ذمّ شطرنج ) .
- و گوييا پيرى من مرواريدى است در تاج پادشاهى . (
b
81 / مدح پيرى ) .
3 . نوشتن كلمهء « ديه » به جاى « ده » ؛ مانند :
- گرگى آموخته شده بود به رفتن در ديهى و زيان مىرسانيد و اهل ديه مترصد او شدند . (
a
50 / ذمّ تزويج ) .
سجع و موازنه
قرينهسازى و موازنه و استعمال سجع - جز در خطبهء كتاب - در اين نسخه بندرت