5 . تكرار قسمت دوّم فعل مركّب ؛ مانند :
- و اگر دور كنى ، اندوهگن كنى . (
b
9 / ذمّ مذكور ) .
6 . تكرار واو عطف ؛ مانند :
- تن او در رنج باشد و نفسش ترسناك و عرض او در معرض خوارى و دين رخنه شده . (
b
11 / ذمّ عمل سلطان و خدمتش ) .
- كتاب علم مونس است و ادبكننده و بشارتدهنده و بيمكننده و فايدتدهندهء آداب . (
b
23 / مدح كتب ) .
7 . تكرار برخى كلمات ؛ مانند :
- چون بناى امام بديدم ، خلافت در سراى امام ديدم . (
b
28 / مدح سراى ) .
- چون طرب كنى ، شراب بسيار بخورى . پس ناچار بذل اموال كنى ، پس درويش شوى ، پس غمگين شوى ، پس بيمار شوى ، پس بميرى . (
a
63 / ذمّ سماع ) .
- داناتر پادشاهان از وزير مستغنى نيست و نه بهترين شمشيرها از صقال و زداييدن و نه نيكوتر اسبى از تازيانه و نه عاقلترين زنى از شوهر . (
a
12 / مدح وزارت ) .
8 . تكرار اجزايى از جمله ؛ مانند :
- هركه ادبيات از كتاب آموزد بىاستاد ، كلام به تصحيف خواند ، و هركه فقه از كتاب آموزد ، احكام شريعت بگرداند ، و هركه طب از كتاب آموزد ، مردم را بكشد .
(
a
24 / ذمّ كتابها ) .
حذف
با اينكه نثر كهنه مبتنى بر تكرار است ، امّا در مواردى كه - اندك هم نيست - كلمات به قرينهء لفظى و يا معنوى نيز حذف شده است ؛ مانند :
1 . حذف رابطه :
- بزرگتر پاداشى نزديك ايشان ردّ سلام است و كمتر عقوبتى گردن زدن .
(
a
10 / ذمّ مذكور ) .